فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۹۰۰۵۳
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۲ - ۱۱-۱۱-۱۳۹۶
کد ۵۹۰۰۵۳
انتشار: ۱۷:۱۲ - ۱۱-۱۱-۱۳۹۶

حجاب و کوزه‌ای که شکست/ محمدرضا زائری

 محمدرضا زائری، استاد دانشگاه و مدیر نشریه "خیمه"، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

 دوستي گفت: عجيب است كه پس از سالها حرص خوردن و حرف زدن و چيز نوشتن براي موضوع حجاب اين روزها هيچ خبري از تو نيست!

 گفتم: معروف است كه مغازه داري يك كوزه سفالين ارزشمند داشت و هميشه با نگراني براي مراقبت از اين كوزه به شاگردش سفارش مي كرد و به هر بهانه اي حساسيت و وسواس خود را در باره آن يادگار كهنه خانوادگي و يادگار قديم خاندان يادآور مي شد، چنان كه شاگرد فهميده بود اين كوزه چه قدر اهميت دارد و به قول معروف به جان صاحب مغازه بسته است!

 تا اينكه روزي از قضاي روزگار هنگامي كه شاگرد مشغول تميز كردن مغازه بود تصادفا دستش به اين كوزه خورد و كوده هم افتاد و قطعه قطعه شد!

 شاگرد كه نزديک بود از ترس سكته كند؛ يقين داشت كه روزگارش سياه است و اگر صاحب كارش او را نكشد، حتما زير كتك كبودش خواهد كرد با عجله مشغول جمع كردن خرده هاي شكسته كوزه شد كه همين موقع صاحب مغازه رسيد و اين صحنه را ديد، اما در كمال تعجب هيچ واكنشي نشان نداد و بي آنكه سخني بگويد به كار خود مشغول شد!

 شاگرد از سويي تعجب كرده بود و از سوي ديگر به خاطر سكوت صاحب مغازه بيشتر مي ترسيد و با خود مي گفت لابد نقشه اي وحشتناک براي تنبيه من كشيده است!

 دو سه روز كه گذشت جان شاگرد بر لب آمد و طاقتش تمام شد و به صاحب مغازه گفت: با آن حساسيت و حرص و وسواس شما درباره آن كوزه گمان مي كردم وقتي دستم خورد و كوزه افتاد و شكست، شما من را خواهيد كشت! پس چرا حالا كه كوزه شكسته سكوت كرده ايد و به روي خود نمي آوريد؟

 صاحب مغازه نگاهي عميق كرد و گفت: راستش اين كوزه خيلي براي من مهم بود و ارزش داشت، به همين خاطر نگران بودم و دائم سفارش مي كردم تا نيافتد و نشكند و آسيب نبيند!

 همه حرص و وسواس من براي مراقبت از كوزه بود و حفظ شدنش و نيافتادنش و نشكستنش! حالا كه كار از كار گذشته و افتاده و شكسته ديگر حرص و ناراحتي من چه فايده اي دارد؟ من همه زورم را مي زدم كه اين نيافتد، حالا كه افتاده حرف زدنم و ناراحتي ام چه سودي خواهد داشت؟

 حالا حكايت ماست! تمام نگراني و تأكيدي كه در طول اين سال ها در مورد حجاب داشتم از آن رو بود كه از هشت، نه سال پيش اين روزها را -و متأسفانه بدتر از اين روزها را - مي ديدم و براي همين با وسواس و حرص مي كوشيدم تا به سهم خودم راهي پيدا كنم كه چنين نشود!

 حالا كه متأسفانه به دليل ندانم كاري ها و اشتباه ها و بي توجهي ها و ناداني ها امروز چنين شده است، ديگر تكرار آن حرف ها چه فايده اي دارد؟ و غصه خوردن و ناله كردن اكنون چه سودي خواهد داشت؟

 
 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
ماجرای نظریه زمین توخالی چیست؟ دارایی های مسدودشده در برابر هرمز/ چرا پیشنهاد آمریکا هنوز برای ایران کافی نیست؟ این اولین ساعت تلویزیونی جهان است! (+عکس) غرق شدن مرد 49 ساله در دریاچه اورمیه دوش آب سرد را فراموش کنید؛ این ترفند ۳۰ ثانیه‌ای بدن را بهتر خنک می‌کند ترامپ: به ایران یک هفته مرخصی دادیم مترو از امروز (شنبه) ۲۴ ساعته شد پیش‌بینی رگبار و وزش باد شدید در برخی مناطق کشور نکاتی برای حفظ آب بدن و پیشگیری از گرمازدگی در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب نکاتی برای حفظ آب بدن و پیشگیری از گرمازدگی در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب  ۱۰ توصیه‌ هلال‌احمر برای پیشگیری از گرمازدگی در تجمعات انبوه سی‌ان‌ان: مراسم تشییع رهبر ایران پیام مقابله‌جویانه به ترامپ است ماه در حال دور شدن از ماست / همسایه آسمانی هر سال چقدر از زمین فاصله می‌گیرد؟ جزئیات هزینه تعمیر لامبورگینی / گران تر از خرید یک خودروی معمولی عربستان سعودی از پهپاد انتحاری دوربرد «SKYWASP» رونمایی کرد