فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۷۷۵۱۴
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۰ - ۱۷-۰۴-۱۳۹۸
کد ۶۷۷۵۱۴
انتشار: ۱۲:۴۰ - ۱۷-۰۴-۱۳۹۸

کوچه‌های آشتی‌کنان زندگی را گِل نگیریم!

عصر ایران
ریشه بسیاری از بحران‌های ما در همین موضع‌گیری‌های روز قیامت است. اینکه گاهی چنان حرفی زده‌ایم که حالا امکان بازگشت از آن نیست و لاجرم باید تا آخر خط برویم!

عصرایران؛ احسان محمدی- اولین‌بار در یزد کوچه آشتی‌کنان دیدم. در محله‌های قدیمی به کوچه‌های باریکی می‌رسیدم که به زحمت دو نفر از کنار هم رد می‌شدند. آنجا برایم گفتند که تنگ‌ساختن این کوچه‌ها به خاطر محدودیت زمین یا ناآشنایی به معماری معابر عمومی نبوده و فلسفه‌ای پشتش هست.

می‌گویند کوچه‌های آشتی‌کنان را تنگ می‌ساختند تا اسباب آشتی هم محله‌ای‌ها و همسایه هایی  بشود که از هم کدورتی به دل گرفته‌اند. در واقع وقتی دو طرف بدون اطلاع از حضور هم، در این کوچه رخ‌ در رخ می‌شدند ناگزیر از سلام و کلام می‌شدند و آشتی می‌کردند. گاهی هم البته با نقشه و همکاری کسانی که برای آشتی آنها وساطتت می‌کردند در این موقعیت قرار می‌گرفتند و نه راه پس داشتند و نه پیش!کوچه‌های آشتی‌کنان زندگی را گِل نگیریم!

حتی اگر این کوچه‌ها و داستان و فلسفه‌اش، قصه باشد باز هم حقیقت دارد. اینکه در زندگی به کوچه‌های آشتی‌کنان نیاز داریم و نباید آنها را بعد از یک تنش، مشاجره لفظی یا کدورتی اندک به سرعت گِل بگیریم.

قدیمی‌ها می‌گفتند:« حرمت‌ها را نشکنیم، شاید روزی، جایی به دلیلی مجبور باشیم به هم سلام کنیم، همیشه به اندازه یک سلام هم شده حرمت‌ها را نگه داریم». این جمله خلاصه جامعه‌شناسی ارتباطات است. اینکه پل‌های پشت سر را خراب نکنیم، همیشه ممکن است اتفاقی بیفتد که مجبور شویم برگردیم و باید از روی همان‌ها گذر کنیم.

در عصری که افشاگری جای روشنگری را گرفته است و در توئیتر جاج (قضاوت) می‌کنیم و در اینستاگرام آبروی هم را با عکس و ویدئو حراج می‌کنیم و در تلگرام و واتس‌آپ با اسکرین‌شات، چنان از خجالت هم در می‌آییم که انگار آخرین روز دنیاست و فردایی وجود ندارد بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم درنگ کنیم، یک لحظه بایستیم، نفسی بگیریم و ببینیم آیا نمی‌شود حرف آخر را اول نزد؟

در کشاکش انتخابات و کنش‌های سیاسی برخی چنان به هم می‌تازند و توهین و پرخاش می‌کنند که گویی جنگ جهانی است و یادشان می‌رود که این تنها یک رقابت سیاسی است و می‌آید و می‌گذرد و دوباره در کوچه آشتی کنان رخ در رخ می‌شویم یا توپ‌مان در خانه هم می‌افتد و آیا رویمان می‌شود که سرمان را بالا بگیریم و در چشم هم نگاه کنیم؟

این حرف‌ها در روزهایی که مشکلات اقتصادی و نگرانی‌های ناشی از بالا گرفتن تنش‌های بین‌المللی هر روز بیشتر می‌شود شاید به نظر پندهای پیرانه‌سری تلقی شود اما ریشه بسیاری از بحران‌های ما در همین موضع‌گیری‌های روز قیامت است. اینکه گاهی چنان حرفی زده‌ایم که حالا امکان بازگشت از آن نیست و لاجرم باید تا آخر خط برویم!

کاش یاد بگیریم که دنیا برخلاف درازا و پهنایش بسیار کوچک است و در زندگی همانطور که به اتوبان‌های چند بانده‌ای برای تاختن نیاز داریم، به کوچه‌های آشتی‌کنان هم محتاجیم. جایی که جز «آشتی» گزینه دیگری پیش رویمان نباشد. این کوچه ها را گِل نگیریم. چه در سیاست، چه در زندگی شخصی!

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
مرگ پدر و پسر کرمانی بر اثر مسمومیت با گاز منوکسیدکربن سقوط هواپیما در فلوریدا آمریکا گفت‌وگوی تند و مستقیم ترامپ با نتانیاهو درباره مذاکرات با ایران تأملی در الگوهای تعامل دولت و پارلمان سپاه: دو فروند نفتکش متخلف در مسیر غیر مجاز تنگه هرمز منفجرشدند عراقچی: رهبر انقلاب همۀ امور کشور را با تسلط اداره می‌کنند/ سلاح‌هایمان را به‌روز کرد‌ه‌ایم/ هیچ برنامه ملاقاتی با هیات آمریکایی نداریم متکی: اگر جنگ دیگری علیه ایران آغاز شود، دامنه آن به اروپا هم کشیده خواهد شد فارس: انتخابات شوراها امسال برگزار نمی‌شود انتقال اوجالان به اقامتگاه جدید / رهبر پ‌ک‌ک به زندانی دیگر با شرایط نگهداری ساده‌تر منتقل شد پزشکیان: باید حقوق کارکنان را به‌گونه‌ای افزایش دهم که بتوانند آبرومندانه زندگی کنند استقلال وارد بصره شد سخنگوی سپاه: در صورت تجاوز مجدد دشمن از اهداف جدید رونمایی می‌کنیم حملات عربستان به غرب و شمال صنعای یمن وقوع یک حادثه امنیتی در تنگه هرمز جشن الفبا و جشنواره‌های غذایی در مدارس زیر ذره‌بین آموزش و پرورش