کد خبر ۷۲۳۱۴۳
تعداد نظرات: ۱۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۱:۲۳ - ۲۵ فروردين ۱۳۹۹ - 13 April 2020
تازه متوجه شدم در دورانی که فرد شک داره که کرونا داره یا نه، می تونه دو بار و با فاصله ی دو سه روز آزمایش خون CRP ، ESR ، LDH و CBC بده و نتایج این دو رو دکتر مقایسه کنه.

عصر ایران - "نبرد سخت" يادداشت هاي كوتاه عباس پازوکی -نویسنده و روان شناس- از خاطرات واقعی و تجارب شخصي اش در روزهاي سخت كرونايي است که برای عصر ایران نوشته است.

***

صبح هشتم فروردین بود و من از شب قبل که رفتم بیمارستان و سرم زدمT خیلی حالم خوب بود، بعد از چند روز سرحال بیدار شدم و خیالم راحت بود که کرونا ندارم. 

حالا باید کارهای عادی زندگی رو انجام می دادم. با علی -باجناق کوچکم- قرار گذاشتیم که شب ساعت 9 بریم منزل شان و درباره ی وضعیت پدرخانمم، بعد از فوت مادرخانمِ خدا بیامرزم، مشورت و همفکری کنیم.

ساعت 4 عصر اینقدر خوب بودم و خیالم راحت بود که تصمیم گرفتم یه خواب آروم عصرگاهی رو تجربه کنم. بعد از یک ساعت بیدار شدم و احساس کردم به خاطر ناراحتی های این مدت بغض دارم و دلم گرفته ، رفتم کنار پنجره نشستم و پنجره رو باز کردم که راحت تر نفس بکشم، اما هر چی گذشت دیدم مساله اصلا دل گرفتگی نیست، بلکه نفس کشیدنم داره سخت تر می شه. چند پاف اسپری سالبوتامول زدم شاید اوضاع بهتر بشه اما باز هم فایده ای نداشت.

ناچار دوباره راهی بیمارستان سینا شدم. مجددا جلوی در اکسیژن خونم را چک کردند و 96 بود. درخواست کردم هر طور شده یک پزشک من را ویزیت کن ، گفتند وایستا دکتر را صدا کنیم بیاد جلوی در! دکتر آمد و آزمایش قبلی را دید و گفت: دوباره الان آزمایش بده تا نتایج آزمایش جدید را با قبلی مقایسه کنم. دوباره با فاصله ی 24 ساعت آزمایش خون دادم و قرار شد دو ساعت بعد جواب آزمایش را بگیرم.

تازه متوجه شدم در دورانی که فرد شک داره که کرونا داره یا نه، می تونه دو بار و با فاصله ی دو سه روز آزمایش خون CRP ، ESR ، LDH و CBC بده  و نتایج این دو رو دکتر مقایسه کنه تا ببینه در این فاصله بویژه لنفوسیت خون کم شده یا نه؟
راستش هیچ کس در این مدت این حرف و این پیشنهاد رو بهم نداده بود تا اینکه پزشک اورژانس سینا بهم پیشنهاد داد!

نبرد سخت(6): کاهش 15 درصدی لنفوسیت/ تو کرونا مثبت هستی!

پس از دو ساعت جواب آزمایش دومم آماده شد و پزشک جواب آزمایش قبلی و فعلی را دید و گفت : " همین امشب برید دوباره بیمارستان کوثر و سی تی بدید."

گفتم: آخه چند روز پیش دادم و منفی بود. گفت: " لنفوسیت خون از دیروز تا امروز 15 درصد کم شده و CRP  که دیروز یک واحد مثبت بود امروز دو واحد مثبت هست، وقتی لنفوسیت ظرف 24 ساعت 15 درصد کم میشه یعنی ریه درگیر شده."

پرسیدم:" یعنی کرونا دارم؟ " گفت : " احتمالش زیاده که ریه ها درگیر شده باشند، برید سیتی که مطمئن بشید."

تو این چند روز مقاومت کرده بودم که دوباره بیمارستان کرونا و روی اون دستگاه سی تی اسکن نرم، چون خیلی از آدم ها سالم میرن و با کرونا میان بیرون؛ اما ظاهرا چاره ای نبود.

رفتم و درست طبق روال قبل کار سی تی انجام شد. پس از چند دقیقه رفتیم جلوی در اتاق پزشک تا ببینیم نتیجه چیه؟ پزشکی در کار نبود ، ده دقیقه ای ایستادیم و آخرش با ناراحتی رفتم جلوی تریاژ گفتم: "خانم! من نفسم در نمیاد، این دکتر کجاست؟" گفت: "دکتر خودش حالش خوب نیست، رفته یه کم دراز بکشه صبر کنید الان میاد."

بازم صبر کردیم و بعد از چند دقیقه یه آقای جوانی که نمی دونم اصلا دکتر بود یا نه آمد، اسمم را پرسید و رفت تو سیستم نگاه کرد و گفت: "دکتر الان میاد ولی من فکر می کنم کرونا مثبت هستید."

پرسیدم: ریه زیاد درگیر شده یا کم؟

گفت: کم.

بازهم از دکتری خبری نشد و منتطر بودیم و نفسم بالا نمی آمد. باز افسانه رفت اعتراض کرد و این بار یک آقای جوان دیگه آمد و او هم گفت: "سی تی دادی ؟ اسمت چیه؟"
و بعد رفت پشت سیستم، یه کم بالا و پایین کرد و گفت ریه ها درگیره. پرسیدم چند درصد ریه؟ کجای ریه؟

گفت: " پخش شده! همه جای ریه هست ، نمیشه درصد داد."

گفتم: دکتر نمیاد؟

گفت: دکتر حالش خوب نیست وایستید میاد.

نفهمیدم اینا کی بودن که میامدن میدین و جواب می دادن!

بالاخره بعد از حدود 20 دقیقه دیدم یک خانم دکتر جوان و خسته داره میاد ، جوری که انگار نمی تونه راه بره. رفت تو اتاقش و پشت میزش نشست و تصاویر سی تی رو دید.
در حالیکه صدای خودش در نم آمد و به سختی نفس می کشید گفت: " ریه هاتون درگیر شده ، براتون دارو می نویسیم بگیرید و استفاده کنید، اگه حالتون بدتر شد و نفس تنگی زیاد شد به گونه ای که نمی تونستی راحت حرف بزنی و نفست بند میومد،بیا که بستری بشی."

افسانه کلی با دکتر سوال و جواب کرد درباره ی شرایط قرنطینه و داروها و ... من به افسانه گفتم : " این بنده خدا خودش مریضه، حرف نمی تونه بزنه ، گناه داره ! بریم خونه ، خودمون با مشورت یه کاری می کنیم!"

سریع برگشتیم منزل تا من برم حمام و لباسام رو عوض کنم و برم تو اتاق قرنطینه رو شروع کنم.

افسانه تو راه گفت : " برگردیم تهران؟ " گفتم : " نه اولا نمی تونم راحت نفس بکشم و بعدشم نمیخوام با بچه ها تو ماشین همسفر باشم."

بعد از یک هفته درگیری ذهنی که کرونا دارم یا ندارم و کلی سی تی اسکن و آزمایش و داروهای مختلف و سرم ، بالاخره تکلیفم روشن شد که کرونا دارم و حالا باید داروهای مربوط به کرونا رو استفاده کنم. حالا روند درمان مشخصه . هر چند ترس از مرگ هم در من بود. بالاخره فقط ده روز از فوت مادر خانمم به خاطر کرونا گذشته بود و تو خونه ای که دائم صحبت از کرونا و مرگ بوده ، کرونا وحشتناک تر از حد معمول هست. هر چند به روی خودم نمی آوردم اما شرایط روانی بدی داشتم .

الان باید فکر می کردم چطور حال خودمو خوب کنم و تمرکزم رو می ذاشتم روی بهبود اوضاع، حال روحیم خیلی بد بود و باید یه فکری می کردم.
اولین تصمیمم این بود دیگه اخبار کرونا رو پیگیری نکنم. اما  همه ی کانال های خبری پر بود از اخبار کرونا، پس در اولین قدم همه ی کانال های خبری رو از تلگرامم حذف کردم جز عصرایران؛ اما اونم از اخبار کرونا پر بود، تصمیم گرفتم  کلا اسم کیانوش جهانپور - سخنگوی وزارت بهداشت - رو که دیدم از خبر رد بشم و اگر خبری درباره ی مرگ و میر بود نخونم.

وقتی که یکی مریض باشه اصلا براش مهم نیست مردم ایتالیا و نیویورک دارند بر اثر کرونا می میرند یا مردم ایران. مهم مرگ بر اثر کروناست نه ملیت فوتی ها. پس تصمیم گرفتم اخبار تلویزیون ایران را هم تا رسید به کرونا رد کنم ! این طوری از خبرهای منفی دور می شدم.

ادامه دارد...

نبرد سخت(1): مهران و مادر بزرگ

نبرد سخت(2): اول گوشی خاموش شد

نبرد سخت(3): کاش دکترش کمی گوش می کرد!

نبرد سخت(4): شد، آنچه نباید می شد...
نبرد سخت(5): غريبانه ترين مراسم تدفين

نبرد سخت(6): نخستین علائم کرونا، آن هم با اکسیژن نرمال و بدون تب!

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱۱
در انتظار بررسی: ۸
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
7
آقا یه سوالی
مگه ما کیت کرونا نداریم که آزمایش بگیرن قطعی نشون بده پس چرا ایشون رو بجای آزمایش با کیت مخصوص هی میفرستادن سی تی بگیره؟
پس این کیت ها برای چه افرادی هست؟
maj
Costa Rica
۰۲:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
4
بسیار حالب. داستان واقعی جالب. امیدوارم پایان خوشی داشته باشه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۵:۴۲ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
4
نویسنده تا همینجاش چقدر بحران داشته و اذیت شده..
ناشناس
United States
۱۰:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
6
بعید می دونم امثال ایشون در آمار روزانه کرونا لحاظ بشن.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
5
جالب بود و اینکه اطلاعات خوبی دریافت کردیم‌، ممنون از آقای پازوکی و عصرایران
رامین
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
4
مرسی
منتظر قسمتهای بعد هستیم.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
4
چرا به مردم اين چيزا رو نمي گن ؟ مي رفتيم آزمايشگاه انجام ميداديم خيالمون راحت ميشد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
4
Crp بالا کافیه برای این که بری برای ct
عبدالله
Netherlands
۱۶:۴۴ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
0
4
شکر خدا پزشک که کم نداریم از متخصصین تا پزشکان عمومی با کمی اطلاعاتدر مورد این بیماری وراههایی که در حال انجام بهداشت توسط پزشکان جهان تست ودر ایران قابل انجام است به کمک پزشکان در این مراکز بروند اطلاعات پایه اشان که اکثرشان دارند وزبان علمی طب را دارند وچرا یک پزشک بیمار باید تا از پای در امدن خدمت کند مگر این پزشک خانواده ندارد بخش خصوصی که درخواست کمک مالی دارند که جراحی زیبایی انجام نمیشود وسود نمیبرند مگر با پول این مردم رشد نکرده وبه تحریم وسایر مشکلات سیاسی ربط ندارد ودر حال ممکن وظیفه انسانی دارند با ممکنات باری از دوش همکاران شریفشان بردارند
ش
United States
۱۸:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۵
1
3
من علایم کرونا را در ابان ماه داشتم زمانی که اعتراضات برای گرانی بنزین بود و کلی از جاده ها مسدود بود
رضا
United States
۰۴:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۲۶
4
3
یقین دارم شما کرونا نداشتی ولی انقدر رفتی بیمارستان و اومدی تا کرونا گرفتی وگرنه ما همه هر روز توهم کرونا داشتن رو داریم که واقعی نیست ولی اگه بریم به محیط بیمارستان ممکنه واقعی بشه.
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری