کد خبر ۷۴۲۷۵۷
تاریخ انتشار: ۰۰:۳۳ - ۲۷ مرداد ۱۳۹۹ - 17 August 2020

 

سجادبهزادی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی)

هيات وزيران در سال ۱۳۹۵ به استناد اصل ۱۳۸ قانون اساسي ،آيين نامه تشكل هاي مردم نهاد را تصويب كرد وآن را اين گونه تعريف كرد:
تشكل هاي مردم نهاد ؛نهاد مدني غيردولتي است كه بمنظور فعاليت در راستاي توسعه اجتماعي، فرهنگي و سياسي ايجاد شده ويا مي شود.بعد از اين بود كه در مرداد ماه روزي بنام پويش ها، تشکل ها و مشارکت های اجتماعی نامگذاري شد.

اگر چه ما مي دانيم در دوره نخست دولت تدبيرو اميد،به لحاظ كمي وآماري، ثبت تشكل هاي اجتماعي و سمن ها با سرفصل هاي مختلف مورد حمایت قرار گرفت اما بنظر مي رسد نزد بسياري از دولت مردان وبدنه حاكميت چندان اعتماد و باوري به اين تشكل ها نيست.حمايت و ایجاد فرصت‌های بهتر برای فعالیت‌های عميق تر اين تشكل ها وپويش هاي اجتماعي در فرآیند توسعه کشور،روشن نيست و حتي فعاليت هاي خودجوش آنها نيز با محدوديت هاي زيادي روبرو است؛درحالي كه ما مي دانيم توسعه پايدار جوامع جزء با مشاركت اين تشكل ها وپويش هاي اجتماعي امكان پذير نيست.

بعنوان مثال چند روز گذشته جمعیت زيادي ازمردم دشتي وتنگستان استان بوشهر در گرماي 50 درجه تابستان جنوب، دعوت يك نهاد مدني و سمن هاي محيط زيست آن منطقه را پذيرفتند و در اعتراض به فعالیت یک معدن زنجيره بزرگ انساني راه انداختند.

اگر چه مشكلات اقتصادي و روحي و رواني جامعه در وضعيت مطلوب خود نيست اما گاهي وقت ها،در شباهت با همين پويش، شاهد فعاليت هاي مدني و نشست هاي هم انديشي علاقمندان به حوزه هاي مختلف اجتماعي،فرهنگي،سياسي و زيست محيطي به دعوت تشكل هاي مردم نهاد در سراسر كشور هستيم.

عطف به اين موضوع كه فعاليت پويش ها وتشكل هاي اجتماعي و مدني تنها در حوزه ي عمومي معنادار مي شود پرسش مهم اين يادداشت اينست كه ساختار و سيستم حاكم بر جامعه چقدر به فعاليت مدني در عرصه عمومي باور دارد؟ "هابرماس" معتقد است، عرصه عمومی زمانی پدید می‌آید که افراد به‌طور گروهی درباره نیازهای عمومی‌شان بیندیشند. اكنون چقدر زمينه انديشيدن به نيازهاي عمومي در قالب نهادهاي مدني و تشكل هاي مردم نهاد با همان تعريف وچارچوب قانون اساسي وجود دارد؟

بسترحوزه عمومی جامعه ما چقدر براي ادامه فعاليت نهادهاي مدني وتشكل ها جذابيت دارد و چقدر مناسب يك مفاهمه و استدلال،كنش گري و گفتگو مبتنی بر تعقل و حتي درچارچوب قانون اساسي است؟ اگر بپذيريم مهم ترین شاخص حوزه عمومی وفعاليت پويش هاي اجتماعي رهایی از حوزه اقتدار حاكميتي است، چقدر اين رهايي در وضعيت كنوني جامعه تحقق يافته است؟

حقيقت اينست كه به دلايل متعدد شاهد افول حوزه عمومي هستيم و كنش گري اجتماعي بر سرچالش هاي توسعه،در اندك ترين و نازل ترين وضعيت خود قرار دارد.طبقه متوسطي كه به حوزه عمومي جان مي داد اكنون در حفظ جان وشكم گرسنه خود دست وپا مي زند.نشانه هاي خوبي نيست وقتي نهادهاي مدني در نگراني كامل به سر می برند ويكي پس از ديگري خاموش مي شوند.

نشانه ي خوبي نيست وقتي از "گفتگوي انتقادي،عقلانیت و کرامت انساني" بعنوان گرانيگاه كنش گري حوزه عمومي ونهادهاي مدني خبري نيست وجامعه در اندوه و سراسيمگي محض به سر مي برد.

در اين وضعيت من ستايشگر آن پويش اجتماعي هستم كه هنوز اميد را زنده نگه داشته است و به اندك تلاش خود براي بهبود وضعيت جامعه ادامه مي دهد.

من عاشق آن پويش اجتماعي هستم كه مرزهاي سيالي دارد و عليرغم اندوهناكي وضعيت كنوني، خود را با وضعيت جديد وفق مي دهد و اگر تا ديروز در محيط پراميد و آرام تري فعاليت مي كرد اكنون نيز با وضعيت جديد برنامه ريزي مي كند وتابع پيدايش امكان گفتگو در شرايط سخت است.

ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری