کد خبر ۷۸۱۵۰۹
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳:۵۵ - ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ - 28 April 2021
جلال آل‌احمد و آیت‌الله سید محمود طالقانی به روایت "شمس آل‌احمد"

روزی با جلال در جاده شمیران می رفتیم، پایین تر از خیابان اسدی جلال متوجه سیدی در کنار خیابان شد. توقف کردیم. سید محمود طالقانی، پسرعمویمان بود. او را تا مرکز شهر رساندیم.

در راه جلال از آقای طالقانی پرسید: شما هم ما را بی دین می دانید؟

آقای طالقانی عرض کرد: دوستان، مرا بی دین می دانند چون در مسجد هدایت در محله عرق خورها نماز می خوانم. همه می گویند او لامذهب است، به محل عرق خورها رفته و می خواهد که نماز خوان تربیت کند. اما من معتقدم که اگر در میان همین عرق خورها دو نفر پیدا شوند که نماز بخوانند من وظیفه ام را انجام داده ام.

تو برو کارت خودت را بکن. تو در سفرنامه حج چیزهایی نوشته ای که من نتوانسته ام آنها را ببینم و برای همین دوبار دیگر به حج رفتم.»

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۴
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۰۱ - ۱۴۰۰/۰۲/۰۸
0
0
چقدر خوب شد که رفتی و دامن پاکت با سیاست به گند کشیده نشد
چقدر خوب که نموندی و این روزهای بعد از انقلاب را ندیدی هرچند از همون روزهای اول عاقبت کار را دیدی !
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۰۸
0
0
در بیشتر ادیان و عرفان هم به این مساله پرداخته شده حتی حضرت مسیح به دعوت یک فرد رباخوار به مهمانی دعوت شده بود و مسیح پذیرفتند و یاران بر او ایراد گرفتند که چرا دعوت این ادم ربا خوار را پذیرفتی گفت باید به این ادما تعلیم داده شود نه کسانی که تعلیم را اموخته اند
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری