کد خبر ۸۵۱۱۸
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۷ - ۰۱ مهر ۱۳۸۸ - 23 September 2009
 اولين بخش ميزگزد "آسيب شناسي نظري حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري" سه شنبه با حضور "سعيد حجاريان" و "سعيد شريعتي " اعضای مستعفي حزب مشارکت و "محمد عطريانفر" عضو مستعفي شوراي مرکزي حزب کارگزاران، از شبکه اول سيماي جمهوري اسلامي پخش شد.

** چرا تحول؟

به گزارش ايرنا در ابتداي اين برنامه "مرتضي حيدري" مجري اين نشست گفت: به نام خدا سلام عرض مي کنم به بينندگان عزيز و هم ميهنان ارجمند، شب شما به خير، صميمانه آرزو مي کنم طاعات و عبادات شما مورد قبول درگاه احديت قرار گرفته باشد. امشب با برنامه ايي متفاوت اما جذاب در خدمت شما بينندگان عزير هستيم.

"همانطور که استحضار داريد در چند ماه اخير و در حوادث پيش و پس از انتخابات رياست جمهوري اوضاع در شرايط مختلف رنگ مختلف به خودگرفت. حوادث مختلفي اتفاق افتاد که از جنبه هاي گوناگون قابل بررسي است اما يکي از موضوعات بسيار مهم در اين ايام بحث در خصوص مباحث نظري تئوري و فکري حوزه نظام جمهوري اسلامي و انديشه هاي انقلاب اسلامي و مباحثي بود که پيرامون آن مطرح شد".

"در کنار مسايل سياسي، امنيتي و رسانه اي که در اين ايام اتفاق افتاد که در جاي خودش نياز به بررسي و تحليل دارد، شايد اساسي ترين موضوع مباحثي باشد که در حوزه فکر و هنر و انديشه اتفاق افتاد".

حيدري افزود: ما در برنامه امشب که ويژه برنامه اي به همين مناسبت است، 3 مهمان محترم داريم، شما با نام و چهره هاي آنها آشنا هستيد و ليکن من آنها را خدمت شما معرفي مي کنم. جناب آقاي محمد عطريانفر، جناب آقاي سعيد حجاريان و جناب آقاي سعيد شريعتي.

حيدري: آقاي عطريانفر سلام، خيلي خوش آمديد.

** اميدواريم گفت وگوي سازنده باشد

عطريانفر، عضو مستعفي شوراي مرکزي حزب کارگزاران: سلام، آرزو مي کنم که انشاء الله بحثي را که خدمت شما داريم و در خدمت آقاي دکتر حجاريان و جناب آقاي مهندس شريعتي، انشاءالله فضايي را باز کنيم براي يک گفت و گوي بسيار سازنده و صميمي که انشاءالله برکات آن براي کشورمان باشد.

"فرصت بسيار خاص و ويژه اي است که در خدمتان هستيم و اميدواريم انشاءالله دراين فرصت هاي مطلوبي که در پيش پاي ما گذاشته شده است، بتوانيم بامردمان صحبت کنيم و انشاءالله مبناي يک گفت وگوي بازي را در فرصت هاي آينده در مجامع دانشگاهي و مجامع عمومي برقرار کنيم.

حيدري: آقاي حجاريان، شب به خير و خير مقدم مي گويم و تشکر مي کنم که به تلويزيون آمديد.

حجاريان عضو مستعفي حزب مشارکت: خيلي ممنون، من هم سلام مي کنم و براي همه بينندگان قبولي طاعات دارم؛ من متني را آماده کرده ام که بخشي را آقاي عطريانفر و شريعتي قبول کردند و زحمت مي کشند مي خوانند و اگر جايي هم لازم شد من توضيح مي دهم.

حيدري: آقاي حجاريان خواهش مي کنم يک جاهايي هم خودتان به بحث ورود کنيد.

حجاريان: من راه مي آيم با شما.

حيدري: خيلي خوبه متشکرم؛ آقاي مهندس شريعتي خيلي خوش آمديد.

شريعتي عضو مستعفي حزب مشارکت: من هم سلام عرض مي کنم خدمت شما و بينندگان محترم برنامه و اميدوارم که بابي باز شود. بيش از اينکه از وقت محدودي که برنامه دارد، بابي گشايش شود تا ما هم بتوانيم در بسط اين مباحثي که در اين برنامه مطرح مي شود، کمکي کنيم.

حيدري: انشاءالله. ما هم به نوبه خودمان استقبال مي کنيم و قول مي دهيم انشاءالله اگر شرايط فراهم شد، با ويژه برنامه هاي ديگري با همين موضوع و مضمون در خدمت شما و دوستان ديگري باشيم و بحث را پيگيري کنيم.

** يک سئوال، چرا تغيير در بنيان هاي اساسي

اما در آغاز بحث و پيش از اينکه وارد جزئيات در واقع دقيق و فني مباحث حوزه هاي نظري بشويم، يک سئوالي که چند وقتي است در اذهان افکار عمومي جامعه وجود دارد، تغيير جهت گيري و نگرشي است که بعضي از دوستان در مصاحبه هاي خود و يا جلسات دادگاه مطرح کردند. البته اينجا تلويزيون است و ما کاملاً يک محيط دوستان و خانوادگي داريم و صرفاً بحث ها، بحث هاي نظري و تئوريک است اما سئوالي که براي عموم مردم مطرح است و فکر مي کنم وجود دارد، تنوير جهت گيري هاي سياسي و بنيان هاي فکري است که نتايج آن را ما در مصاحبه ها و در بيانيه هاي دوستان عزيز ديديم و شنيديم.

"واقعيت اين است که آنچه در خصوص نظر وانديشه حاصل تجربيات اجتماعي و مطالعات يک عمر زندگي است، برداشت هايي که تمام افراد در تجربيات آکادميک تجربي خود به آن مي رسند، تغيير آن بعداز سال‌هاي طولاني آن هم ظرف يکي دو ماه براي بسياري از افراد قابل هضم نيست به وي‍‍ژه دکتر حجاريان که خوب سال ها کار اجرايي انجام داده اند، کارهاي پژوهشي انجام داده اند.

حيدري در ادامه افزود: من واقعاً اين سئوال برايم مطرح است و مطمئنم بسياري از بينندگان هم اين سئوال برايشان مطرح اشت که اين چرخش اساسي و بنيادين در تفکرات و نگاه در مسائل سياسي و اجتماعي در حوزه نظر چطور اتفاق افتاده است؟

حجاريان: اگر اجازه بدهيد من قبل از آن توضيح بدهم که مشکل ما چه است و بگويم که عمدتاً چه راهکارهايي وجود دارد براي اين مشکل. سعي مي کنم به اين سئوال شما جواب بدهم. آقاي عطريانفر و شريعتي هستند و متني را آماده کرده ام.

حيدري: چون اين سئوال در اذهان افکار عمومي هست، اگر راجع به اين موضوع توضيح دهيد، ممنون مي شوم. بعد انشاءالله ورود مي کنم در بحث هاي بنيادين.

** اصل خود را پيدا کرده ايم

عطريانفر: ببينيد جناب آقاي حيدري و شنوندگان و بينندگان عزيز، ببينيد بحثي که مطرح است و شما مطرح مي کنيد، يک سئوال کليدي و مهمي است. پاسخي که ما مي دهيم و جامعه حق دارد که نپذيرد و مطرح کنند که در شرايط خاص زندان اين حرف ها زده شده است ولي حقيقتاً اينطور نيست.

"اجازه بدهيد من يک نقبي به گذشته بزنم، ببينيد نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي در کشور ما که تکاليفي بر عهده اش است و بايد در جهت دفاع از نظام فعاليت بکند، با کيس هاي مختلفي برخورد مي کند از جمله اين کيسي که در حادثه انتخابات افتاده، اولاً به صورت کاملاً روشن مي توان اثبات کرد که اين پديده اتفاقي که رخ داد در طور تاريخ 30 ساله ايران استثنايي است و به خاطر همين استثنايي بودن هم پاسخ استثنايي مي طلبد، چرا؟

عطريان فر ادامه داد: ما هيچ تفاوتي بين خودمان و کساني که به عنوان کارشناسان مباحث اطلاعاتي و امنيتي با ما صحبت مي کنند، هيچ مرزي را بين خودمان حس نمي کنيم واقعاً چه اتفاقي افتاده که ما به اين نقطه رسيديم، يک انسان در 2 حالت است که به صورت کاملاً بي پيرايه و عريان خودش را مي بيند، يکي در بستر مرگ و احتضار است، يکي در محيط سلول زندان.

در چنين وضعيتي وقتي که شما قرار مي گيريد، هيچ پيرايه اي و هيچ نسبتي با محيط بيروني و هيچ گذشته اي ديگر نمي تواند به شما کمک بکند. در يک وضعيتي قرار گرفته ايد که خودتان را عريان در برابر حقيقت احساس مي کنيد. اين حس کاملاً واقعي براي همه عزيزان ما در زندان رخ داده، اگر شما اشاره مي کنيد شخصيتي مثل آقاي دکتر سعيد حجاريان که سوابق بسيار درخشان در مسير تقويت اين نظام داشته و ديدگاه هاي سياسي اش را در روشنفکري ها و روشن بيني ها و بصيرتي که در کار داشته، به يک نقطه اي مي رسد که همه آنچه را که بر پايه غرب استوار شده بوده و مورد استفاده قرار مي گرفته، به راحتي از ذهنش بيرون مي گذارد، به خاطر اينکه اصل خودش را پيدا کرده، اصلي که در دوران حيات با برکت امام شکل گرفته است.

** بعد از حيات امام (ره) دچار نقصان هايي شديم

"ما بعد از حيات حضرت امام دچار يک نوع نقصان هايي شديم. دچار زاويه هاي متفاوتي شديم که به اين نقطه وقوف پيدا کرديم. اين بسيار ارزشمند است اين وقوف به حقيقتي که در درون روح ما اتفاق افتاده است. بسياري تصورشان بر اين است که شايد شرايط خاص زندان ما را به اين نقطه رساند. اولاً زندان چيز خوبي نيست، همين جا من صريحاً اعلام کنم زندان جاي خوبي نيست ولي اگر شما به هر دليلي به زندان افتاديد، اين شرايطي که امروز براي ما برقرار است، داخل زندان که هيچ فشاري و مشکلي براي ما نبود. حقيقتاً جمع بندي هايي که ما به آن رسيديم، جمع بندي هايي بوده که خودمان به آن رسيديم و بسيار سپاسگذاريم و شاکريم از خداوند بزرگ که اين فرصت را براي ما فراهم کرد".

" اين داستان علاوه بر اينکه به خود ما کمک مي کند، اجازه بدهيد اين نکته را هم عرض کنم و بيشتر از اين بحث نکنم".

** اثبات اقتدار نظام و تضمين آينده نظام دو اتفاق زيباي کنار حوادث بعداز انتخابات

عطريان فر خاطرنشان کرد: "در حوادثي که بعد از انتخابات رخ داد، مشکلاتي که براي مردم به وجود آمد، امنيتي که دچار خطر شد و مخاطره آميز شد، مردمي که آسيب ديدند، 2 اتفاق زيبا هم در کنار خودش خلق کرد، در عين حال که سختي ها و مرارت ها را براي ما بيان کرد ولي 2 مطلع زيبا و 2 سرفصل جديد براي ما داشت و به راحتي مي توانيم رويش دست بگذاريم، يک اينکه نظام جمهوري اسلامي آن‌قدر مقتدر است، آن‌قدر تواناست که علي رغم همه آشفتگي هايي که در يک زمان کوتاهي پيامد يک انتخابات رخ مي دهد، استوار مي ايستد و همه را در کنترل خودش قرار مي دهد، با کمترين هزينه وبا کمترين فشار. نکته دوم، من بر اين باور هستم که بر پايه همين تحليل هايي که در چنين جلساتي مطرح مي شود و نقد گذشته اي که صورت مي گيرد، حداقل 3 دهه آينده نظام جمهوري اسلامي متناسب با منويات و آموزه هاي آموزگار اصلي انقلاب ما که امام هست و ديدگاه‌هايي که حواريون ايشان مطرح مي کنند و ديدگاه‌هايي که بر پايه اين تئوري حکومت ديني مطرح هست، اينها زمينه هايي را فراهم مي کند که ما بتوانيم از آسيب هاي احتمالي در آينده در امان و مصون باشيم. ما از اين فرصت بايد استفاده کنيم و انشاءالله در آينده خودمان را به آينده مطلوب برسانيم.

** اگر کسي شجاعت پيدا کند و حرف بزند، فضل تقدمي پيدا مي کند

اين مقدمه اي است که ديدگاه ما با آقاي حجاريان و آقاي شريعتي توافق دارند. حتي دوستان ديگري هم که اينجا حضور ندارند براساس اطلاعات عمومي که ما داريم، حقيقتاً چنين تصوري را دارند. تصور نکنيد که مقاومتي وجود دارد، نه، اگر ديگران کمتر سخن مي گويند، شايد به دليل اين است که به آن شجاعت من که نمي خواهم اسمش را شجاعت بگذارم، نرسيده اند. ما به اين جمع بندي رسيديم که در برخي مقاطع بايد سخن گفت. در همان مقاطعي که همه دهانشان را مي بندند و سخن نمي گويند، اگر کسي جرأت کند و با شجاعت حرف بزند، فضل تقدمي پيدا مي کند که اين راهگشا خواهد بود.

** اگر براي دوستان ديگر هم فرصت فراهم شود، حتماً مي آيند و سخن مي گويند

"من بر اين باورم اگر براي دوستان ديگر هم که در شرايط مشابه ما هستند، در فرصت‌هاي ديگر، برنامه هايي تدارک ديده شود، حتي مي آيند و ديدگاه‎هايشان را مطرح مي کنند. آنها مي خواهند اثبات کنند که فرزند اين انقلاب هستند. مي خواهند ادعاي خودشان را اثبات کنند که جزء اين نظام هستند و اگر امروز مسئله اي به وجود آمده، هزينه هايش را تقبل مي کنيم و تحمل مي کنيم اما گامي را بر مي داريم که انشاءالله به نفع نظام و کشور باشد.

حيدري: آقاي دکتر حجاريان شما موافق هستيد.

حجاريان: آقاي عطريان فر به دقت و به زيبايي بيان کردند، منتها کلام من قاصر است از بيان مطلب.

حيدري: آقاي شريعتي حالا همين بحث را به نوع ديگري مطرح مي کنيم. چون در اذهان و افکار عمومي هست و بعضاً هم من ديدم که عده اي با همين عبارت مطرح کردند که بالاخره سال هاي طولاني کار و فعاليت در محيط دانشگاهي، در محيط پژوهشي، کار در رسانه و کار در حوزه هاي اجرايي انسان را در معرض ديدگاه هاي متنوع و متکثر قرار مي دهد و انسان بر مبناي برداشت هايش به يک تفکر و پارادايمي از نگاه به مسائل مي رسد.

"در محيط زندان که مثلا 2 ماه، 3 ماه است و هيچ گونه وسايل ارتباطي مثل کتاب، اينترنت و هيچ چيز ديگر که اگر هست بگوييد، بدون همه اينها چطوري مي شود که به يک مباني تفکر رسيد و اين همه در واقع تحول فکري را تجربه کرد و دچار تغييرات اساسي در بنيان هاي فکري شد".

** تحول نيازمند زمان طولاني نيست

شريعتي: بله البته من عرض مي کنم، لزوماً تحول فکري نيازمند زمان بردن نيست. شايد يک حادثه، يک لحظه دچار تحول بکند آدم را، تحولات بنيادين در احوالات عرفا و به اصطلاح فتيان، شما بخوانيد تذکره الاولياي عطار را که مثلاً يک فردي مي آيد و با شنيدن يک آيه اي متحول مي شود و نيازي نيست که آدم 15 سال رشته اي را خوانده باشد، بعد اگر يک شبه به اين نتيجه برسد که اين 15 سال اشتباه رفته، اتفاق عجيبي باشد. ما در تاريخ فرهنگي خودمان از اين نوع تحولات زياد ديديم و معکوس آن هم هست. بسياري در مسير حق بوده اند و در يک لحظه لغرش پيدا کرند و راه باطل را رفتند.

"واقعاً همانطور که آقاي عطريان فر فرمودند، شرايط زندان براي ما شرايط مساعدي بود براي تفکر و اين تفکر نيازمند متن و جزوه و کتاب و دفتر و اينها نيست، به هرحال ما ذخاير فکري داريم که فرصت غربال کردن آن را پيدا کرديم و همانطورکه آقاي عطريانفر فرمودند، لايه هايي از هيجانات سياسي، تعلقات تشکيلاتي، حزبي و بعضي از مباني تبليغات سياسي اينها همه از ذهن و فکر ما کنار رفت و يک خلوتي براي ما فراهم شد که آن اصل انديشه هايي که همه ما، حالا من که کوچک‌تر از اين برادران بزرگوار هستم اما براي همه ما به هر حال که مديون آموزه هاي حضرت امام هستيم، اين محيط و شرايط فراهم آمد که يک بازانديشي داشته باشيم.

** بنياد اين تحول را باز آقاي حجاريان گذاشتند

"به هر حال من فکر مي کنم مهمترين تحول را، بنيادش را مثل هميشه باز خود آقاي حجاريان گذاشتند که به ريشه ها پرداختند و ما هم حالا در اظهاراتي که داشتيم در جلسات دادگاه و صحبت هايي که در جاي ديگر کرديم، اين در واقع تطبيق رهيافت هاي جديد آقاي حجاريان با موضوعات روز است. من فکر مي کنم خيلي از دوستان ديگري که در بيرون هستند و شرايط ما را جور ديگري تحليل مي کنند، اگر در موقعيت ما قرار بگيرند، بسياري از آنها يعني دوستاني که خودم مي شناسم، مطمئنم با سلامت نفس و صداقتي که دارند، حتماً به اين جمع بندي ها خواهند رسيد. منتها تفاوت آنها با ما اين است که آنها کماکان بعضاً گرفتار هيجانات و بالاخره اين بالا و پايين شدن ها و فراز و نشيب هاي سياسي هستند که امواجش هنوز ادامه دارد و دوستان ما را گرفتار کرده است.

حيدري در ادامه برنامه وي‍ژه آسيب شناسي نظري حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري گفت: چون آقاي دکتر حجاريان فرمودند بخش هايي از ديدگاه هايشان را مکتوب ارجاع داده اند به آقايان عطريانفر و شريعتي، جنابعالي حالا در اين باره اگر آقاي حجاريان مطلبي دارند، قرائت بکنيد.

شريعتي: آقاي حجاريان متني را تهيه کرده اند که متن کوتاهي در 2 بخش است.

حيدري: در مورد تحول فکري ايشان مطلبي هست.

شريعتي: بله درهمين متن اشاره اي شده است.

حيدري: باشد پس در طول بحث انشاءالله صحبت هم خواهيم کرد.

** ما هنوز از سرچشمه اصلي انقلاب فاصله نگرفته ايم

عطريانفر: فکر مي کنم شما دنبال پاسخ اين سئوال هستيد، شايد کمي متفاوت باشد، ببينيد من مي خواهم عرض کنم اتفاقي که باعث اين تحول شده، اين است که توانسته ايم در ذهن و ضمير خودمان، در خلوت تنهايي خودمان، به قول آقاي حجاريان در تأملات تنهايي در مقايسه با آن تأملات راهبردي که فرمودند تاملات تنهايي خودشان، اين تأمل ما را به يک سرچشمه کاملاً فياض و زنده و ذخار برگرداند و آن اين بود که اساساً اگر ما سياست ورزي مي کنيم، اگر در حوزه قدرت تلاش مي کنيم، اگر در منازعات سياسي و رقابت هاي انتخاباتي مي آييم به صحنه و رقيب را مي خواهيم محکوم کنيم، اينها معطوف به کدام هدف است.

عضو مستعفي شوراي مرکزي حزب کارگزاران افزود: ما متوجه شديم اين سرچشمه آن تحولي است که شما از آن سخن مي گوييد. ما به آن سرچشمه پي برديم. من براي اينکه خيلي حرفم را طول ندهم، کمک مي گيرم از يک فرازي از نهج البلاغه، ذيغار منطقه اي است که علي ابن ابيطالب چون در ماه رمضان هم ما اين گفت وگو را با شما داريم و در واقع ماه اميرالمؤمنين است و اين بحث ما به نام ايشان متبرک بشود؛ در آستانه يک نبرد علي ابن ابي طالب، ابن عباس پسر عم ايشان بر ايشان وارد مي شود و مي بينيد که امام علي، اميرالمؤمنين نشسته اند و پاپوش خودشان را دارند کوک مي زنند، مثلاً پاره شده بود و دارند درستش مي کنند. ابن عباس خيلي با تعجب نگاه مي کند، حضرت هم مي فهمند که اين تعجبش را پاسخي مي خواهد.

"حضرت مي فرمايد "ما قيمة هذا الفعل"، اي ابن عباس اين کفش پاره من چقدر مي ارزد، پاسخ مي دهد "لاقيمة لها" هيچ ارزشي ندارد و بعد اين پيام را شما دقت بفرماييد، پاسخ شما اين هست؛ امام علي مي فرمايد: "والله لهي احب الي من امارتکم الا ان نقيم حقا او اطفاء باطلا" به خدا قسم اين کفش پاره بي ارزش نزد من ارزشمندتر از آن حکومت به شماست، مگر اينکه بتوانم حقي را ايفا يا باطلي را دفع کنم. ببينيد، ما حقيقتاً به اين نقطه رسيديم که اگر ما داريم سياست ورزي مي کنيم و در حوزه قدرت تلاش مي کنيم، مي خواهيم به کجا برسيم؟ آيا مي توانيم اين حرف علي (ع) را محقق کنيم؟ چون ما از 3 چشمه اصلي انقلاب فاصله نگرفتيم، هنوز منغمر نشده ايم در مشتهيات نفساني و سياسي خودمان، اين فرصت هاي تنهايي براي ما اين فضا را فراهم کرد تا برگرديم به آن نقطه؛ اگر ما بناست کار و تلاش سياسي و خدمتي بکنيم، اين خدمت بايد در مسير نظام باشد تا نظام منويات اسلام را محقق بکند. خواست مردم را تأمين کند و رفاه برايشان ايجاد کند، آنها را به چشم اميد هدايت بکند اين نقطه اي است که تحول در ما ايجاد کرد.

حيدري: متشکر آقاي دکتر حجاريان! شما در بخش هايي از صحبت هاي گذشته و در بيانيه‌اتان گفته ايد که در سطح دانشگاه‌ها و جامعه، فعالان سياسي عالماً و عامداً نظريه هايي را بسط مي دهند.

حجاريان: پاسخ شما را ترجيحاً آقاي عطريان فر مي دهند.

** وضعيت علوم انساني در دانشگاه هاي ايران

عطريان فر: ببينيد فرصتي فراهم شده تا درطول دوران به خصوص دوران اصلاحات از سال 76 بلکه زودتر از آن، بعد از آنکه ما توانستيم از جنگ خارج شويم و مشکلات جنگ را پشت سربگذاريم، به دليل آن عقب ماندگي تاريخي که در حوزه علوم انساني داشتيم و عملاً نتوانستيم مشکلات و نيازهاي کشور را بر طرف کنيم بر پايه ديدگاه‌هاي بومي خود پاسخ دهيم و تأمين کنيم، رفته ايم به سمت سرفصل‌هايي از ديدگاه هاي حکومت داري و حکومت مداري در دنياي غرب که داراي پايه ها و ريشه هاي فلسفي خاص خودشان است. آقاي حجاريان ديدگاهي دارند و در واقع بخشي از آن، اين است که در واقع آنچه که زحمت کشيدند و با دست خط خود نوشتند، حرفشان اين است که من قصد ندارم در اين تريبون نام کسي را ببرم اما مي توانم به صورت قطعي اعلام بکنم کساني که در تحقق اين مباني تفکرات غرب در ايران نقش کليدي و اصلي داشتند و ايشان اشاره کرده اند، همان‌قدر مي توانم اشاره کنم برخي فعالان سياسي با پيش زمينه هاي مارکسيستي، سوسياليستي وحتي آنارشيسمي و البته با بيشتر جنبه هاي ليبرالي به بسط اين اينگونه نقطه نظرات خودشان در سطح دانشگاه‌ها پرداختند و چون فضاي دانشگاه ها هم يک فضاي در واقع صيانت شده است، جوانان هم علاقه مندند که يک زمينه هايي را، زمينه هاي نو را دريافت کنند و از گذشته هم چيزي در اختيار شان قرار نگرفته؛ به اينها با يک ولع خاصي مي پرداختند، به‌خصوص که ما متأسفانه يک تصوير کاملاً دمکراتيک از غرب داريم، ليکن برخي از نقطه نظرات سياست پيشگان غربي به گونه اي است که ظاهراً آنچه مي گويند، وحي منزل است، حالا به عنوان يک اصل پايدار به خصوص در ذهن کشورهاي جهان سومي جا مي اندازند. آقاي حجاريان در واقع به اين جمع بندي رسيدند که اين ديدگاه مارکسيتي، سوسياليستي و حتي آنارشيستي که بيشتر وجه ليبرالي هم پيدا مي کند که توسط برخي از اساتيد هم ارائه مي شود، چون ميدان نقد هم برایش فراهم نيست، اينها را به‌صورت دربست مي پذيرند.

اگر بخواهيم در اين قضيه در واقع يک مقداري ريشه يابي بيشتري بکنيم، من يک نکته اي را بايدعرض کنم، حالا اگر آقاي حجاريان اصلاحي داشته باشند، مي توانند بگويند، چون در ديدگاه هاي ايشان من سراغ دارم؛ اولاً بسياري از اين عزيزان که در حوزه علوم انساني در دانشگاه هاي ايران تدريس مي کنند، اينها پايه آموزش عالي خودشان را در غرب داشتند و در آنجا گذراندند و يک محيطي بوده، يک مجموعه بسته هاي فکري را به آنها داده اند. نمي خواهم بگويم اينها کادرهاي غرب هستند ولي به‌طور ناخواسته، استاد ايراني که در غرب آموزش ديده و ميدان نقد هم برایش فراهم نبوده، مجموعه آموزه هايي که دريافت کرده، اينها مي آيد به‌صورت يک مجموعه بسته کاملاً در واقع وحي منزل مي آيد، عرضه مي کند بخواهيم و نخواهيم عملاً بسياري از اين چهره ها وعزيزاني که فرصت نقد ديدگاه ها و انديشه هاي غربي را پيدا نکرده اند و خودشان را با آن مجموعه آورده و عرضه کرده اند، به‌صورت يک کادر همه جانبه دارند براي ديدگاه هاي غربي اينجا عمل مي کنند و در واقع تفکر غرب را آنها نمايندگي مي کنند.

عطريانفر افزود: خوب اين تفکر غرب در ايران مبتني بر انتقال چه پيام هايي است، اولاً وقتي شما مي آييد اين ادبيات و انديشه غرب را در دانشگاه هاي ايراني که با ادبيات ديني تدارک ديده و ساخته مي شود، مي آييد ارائه مي کنيد چه بخواهيد و چه نخواهيد، شما داريد هويت ملت خودتان را و هويت دانشگاهي خودتان را عملاً از بين مي بريد، زير پا مي گذاريد و هضمش مي کنيد. دستگاه هاضمه انديشه ليبرالي غرب توسط چهره هاي ارزشمندي مثل همين اساتيدي که نتوانستند دريافت ها و آموزه هاي خودشان را نقد کنند، مي آيد و توي مغز و فکر آنها ريخته مي شود.

"چه اساساً همه اين باورها را به هم مي زند و در واقع فکر مي کند که حياط خلوت دنياي غرب انديشه هاي ليبرالي که غرب در پوشش هاي بسيار زيبايي هم عرضه مي کنند، آقاي حجاريان حتي مي گويد آنارشيزم در متن اين ديدگاه ها و رفتار انارشيزم در آنها نهفته است.

حيدري: آقاي شريعتي مي شود خواهش کنم عين متن آقاي حجاريان را برايمان قرائت بفرماييد.

عطريانفر: آقاي حجاريان يک چه بايد کردي هم دارد که آن را هم در ادامه بحث خواهم گفت.

شريعتي: من قبل از اينکه متن آقاي حجاريان را بخوانم، در ادامه فرمايشات برادرم آقاي عطريانفر، يک شاهد مثال تاريخي هم بزنم که شايد بد نباشد، ما در انقطاع از سنت خودمان بايد ريشه هاي تاريخي را پيدا بکنيم، چون به هر حال تفکر غرب و فلسفه غرب داراي يک پيوستگي سنتي است که با سنت خودش که از دوره رنسانس خودش به اين ور، يک پيوستگي که البته شعوبات و انشعابات در اين تفکر به‌وجود آمده اما ما در جوامع اسلامي و به‌خصوص ايران دچار يک انقطاع بين سنت و دنياي جديد خودمان شديم که سنت هاي خودمان را فراموش کرديم و اسير در واقع دنياي غرب و مدرنيسم غرب شديم.

"درواقع من مي خواهم اشاره کنم که ما دريک سير معکوس از نيازمندي به تکنولوژي غرب به دام علوم انساني غرب افتاده و گرفتار فلسفه غرب شده ايم، اين نقطه، نقطه انقطاع ماست از سنت فکري و فلسفي خودمان که مي تواند زايش هاي بزرگي داشته باشد؛ الآن شايد متأسفانه در جوامع اسلامي و خصوصاً جامعه ما سنتي بودن معادل اومل بودن تلقي بشود، در صورتي که شما بهترين دانشگاه‌ها مثل اکسفورد را نگاه بکنيد، اينها مدارس علوم ديني بودند، کمبريج مدرسه علوم ديني بود و الآن يکي از بزرگترين دانشگاه هاي دنيا است و سنت علمي در اين دانشگاه‌ها حفظ شده و امروز به اين نقطه رسيده است، اين يک نکته و نکته ديگر که حائز اهميت است و کوتاه عرض و ازآن عبور کنم و بعد متن آقاي حجاريان را بخوانم، اين است که به هر حال، فلسفه غرب، فلسفه مسيحي و الهيات مسيحي مبتني بر تفکر منبعث از تثليث دوران "اب" دوران "ابن" و دوران روح القدس است، دوران اب و ابن (پدر و پسر) گذشته و اکنون عقل اومانيستي حاکم بر تفکر غرب است، اينجا نقطه افتراق ما غرب است. ما بر مبناي يک تفکر توحيدي بايد بياييم انسان و جامعه را تعريف کنيم و يا باز تعريف بکنيم و براساس بازتعريف خودمان از انسان جامعه و فرد جامعه بياييم و در بازتوليد يا توليد بومي علوم انساني مداخله کنيم؛ اين نقطه آغاز ماست و البته آقاي حجاريان هم بايد به خوبي ريشه هاي اين مباني را باز بکنند براي بينندگان و علاقه مندان و انشاءالله سر فصلي باشد براي پرداختن به اين موضوعات.

حيدري: بله حتما ممنون مي شوم.

** متن سخنان حجاريان

شريعتي: من با اجازه متني را که ايشان نوشته اند مي خوانم و ادامه اش را بردار عزيزم آقاي عطريانفر عنايت مي کنند.

"چنانچه قبلاً گفته شده، علوم هنجاري داراي مشکلات عديده و مزمني که جز با راه حل هاي طولاني مدت نمي توان آنها را علاج کرد، مي باشد. سعدي به روزگاران دردي نشسته بر دل، درمان نمي پذيرد الا به روزگاران.

من در اين مقال و مجال سعي مي کنم به بعضي معضلات اين دسته از علوم اشاره اي گذرا داشته و آنچه ارتجالاً به نظر مي رسد به عنوان راهکار حل اين معضلات عرضه کنم:

1- علوم هنجاري غالباً داراي حربه هاي ايدئولوژيک هستند، از مارکسیسم ارتدوکس بگير تا نئوليبراليست لذا بيش از اينکه علم تلقي شوند، نيمه ايدئولوژي هستند، هر چند خود را در قالب توفيق و تببين وجوه مختلف زندگي بپيچند اما ذاتاً هنجاري و تجويزي هستند.

2- اين علوم به‌شدت خصلت تحصلي و پوزتيويستي دارند، مثلا آگوست کنت پدر جامعه شناسي اسم آن را فيزيک اجتماعي گذاشته بود، يعني به اجتماع مانند موجودي فيزيکي و مکانيکي مي نگريست، بعدها رفتارگرايان، در بهترين حالت جامعه را پديده اي ارگانيک تلقي کردند که مانند هر سيستم ارگانيک ديگري در مقابل انگيزش ها، عکس العمل هاي ثابتي از خود نشان مي دهد که مي توان آن را اندازه گرفت، پيش بيني کرد و قانون ترائوري از آن استخراج کرد. لذا آمار و سنجش هاي آماري کليدي شد براي روشمند کردن علوم رفتاري؛ اما هم اکنون بسياري از متخصصين اين علوم معتقدند که با پرسش نامه ها و سنجه ها و گويه هاي خود يک مشت زباله به نرم افزار مي دهيم و از آن سو يک مشت زباله تحويل مي گيريم. گاربريج اين گاربريج اوت.

3- متاسفانه متدهاي تفسيري توهمي تأويلي پديدارشناسانه نيز برد محدودي دارند و بيشتر به کار انسان شناسي، بن شناسي، قوم شناسي مي آيند و تازه همين متدها نيز تحت تأثير پوزيتيوست بي رمق شده است.

4- از اينها گذشته در جوف اين علوم، پيش فرضي سکولاريستي وجود دارد که به اصرار غريب رفتار انساني توجه دارد واسباب بعيده و به خصوص مسبب الاسباب راناديده مي گيرد و آن را از معادلات خود حذف مي کند. مقايسه ميان جامعه شناسي ابن خلدون که يک متفکرمسلمان بوده و اگوست کنت اين معنا را به وضوح نشان مي دهد.

به ايران که مي رسيم وضع اسف بارتر مي شود، با متوني ترجمه شده و اغلب ناقص و جزوه هاي نامنظم سر و کار دارند و بدون ديد انتقادي آن را فرا مي گيرند، بدون آنکه بازار کاري براي اين همه فارغ التحصيل وجود داشته باشد.

5 - اساتيدي هم که جزوات را خوانده و عضو هيئت علمي شده اند، با دانشجويان خود نوعي سيکل معيوب را تشکيل مي دهند که جز باز توليد جهل نمي توان نامي بر آن نهاد؛ اساتيدي هم از خارج کشور فارغ التحصيل شده اند، ناخودآگاه حامل آخرين دستاوردهاي آن دسته از علوم انساني هستند که هيچ سنخيتي با جامعه ما ندارد. مانند پست مارکسيست، پست استواکپراليست، فمنيست وغيره. همين جا در واقع همان آسيب شناسي ها بود و حالا راهکارها.

حيدري: قبل از اينکه راهکارها مطرح شود يک سؤال اساسي وجود دارد، من علاقه مند هستم دوستان در مورد آن اظهار نظر بکنند، آيا تنها منبع توليد انديشه همين منابع غربي و تحصيل کردگان غربي هستند؟، مشکل کار کجاست؟

عطريانفر: اجازه بدهيد ذهنمان را برگردانيم به دوران ستمشاهي، من چون يک دانش آموخته يک دانشگاه فني هستم، از نزديک شايد درگير بودم، پس مي توانم آن را برايتان تشريح کنم.

به دليل خودباختگي فرهنگي سياسي که ما در دوران شاه داشتيم و اساساً نظام مديريت در ايران به گونه اي بود که قرار نبود به صورت بومي مدير شايسته اي و ارشدي تربيت شود و هر کجا که کمبودي احساس مي شد، دستمان به سمت غرب و مشخصاً امريکا دراز مي شد. به هر حال دانشگاه ها را مبتني بر چنين مدلي طراحي کرده بودند و سازمان مي دادند ما در مقاطعي که مثلاً به 4 دهه قبل که برمي گرديم، شما بهترين دانش آموزاني را که از دبيرستان فاغ التحصيل مي شدند، هيچ علاقه اي نداشتند که در حوزه علوم انساني ورود کنند، شما وقتي مقايسه مي کنيد، مي بينيد که تمامي نيروهاي دانش اندوخته اي که از يک آي‌کيو نسبتاً بالايي برخوردار بودند، مي رفتند؛ عموماً مي رفتند به رشته هاي علوم دقيقه و مهندسي، اين خودباختگي ريشه غربي داشته و از گذشته بوده است. خوب انقلاب صورت گرفته، بعد از انقلاب چه اتفاقي رخ داد. ما همين جا مي خواهيم سؤال شما را پاسخ دهيم.

ببينيد من مي خواهم جمله معروف مرحوم آقاي مدرس را مطرح کنم، بارها و بارها شنيده ايد که از زبان حضرت امام و به بيان ايشان مطرح شده که "سياست ما عين ديانت ماست" شما کافي است اول شأن نزولش را پيدا کنيد، ظاهراً در مجلس چهارم بود آقاي مدرس در يک ديالوگي که مطرح شده در مجلس و در واقع دنبال اين بودند که مي توانيم برخي از پديده هاي دنياي غرب را بياوريم، مقاومت کرده و گفته آن چيزي که در غرب رخ داده است، محصول يک چيز ديگري است، مي گويد آن پايه اي بر فرهنگ خود داشته، اگر شما مي خواهيد در ايران، در ايراني که قرار است جريان مشروطه را ريشه دار بکند، کاري بکنيد، بايد سياستتان با ديانتان عينيت پيدا کند، در واقع در هم تنيده باشد. يعني شما زماني مي توانيد سياست ورزي کنيد که ديني متناسب با حال و احوال مشروطه آن زمان داشته باشيد که مبتني بر مباني اعتقادي خودتان باشد، اين جمله تبديل شده به اين کلمه قصار که در زبان ما جاري شده است.

خوب انقلابي رخ داده در سال 57، ما چه کرديم؛ ببيند در آن مقطع حوزه ها تکاليفي داشتند، دانشگاه ها آن موجود اصيلي که بايد در آن وحدت پيدا مي کردند، کجا بوده اند، نظام جمهوري اسلامي بوده، نظام چه توقعي از حوزه ها داشته، نظام چه توقعي از دانشگاه ها داشته، نظام گفته من آمده ام بر پايه همراهي مردم و راهبري امام و حواريون ايشان يک انقلابي را در يک جزيره با ثبات به نام ايران، تعادل را به هم زديم و يک نظام جديدي را استوار کرديم. آيا متناسب با نيازهاي نظام جمهوري اسلامي، دانشگاه ها و حوزه هاي علميه ديني هزينه اش را پرداخت کردند؟ تکاليف خودشان را در حق نظام ايفا کردند؟ من به صراحت مي خواهم خدمت شما عرض کنم همانطوري که دانشگاه هاي ما به دليل آن سوء سابقه و به دليل خودباختگي تاريخي که اساساً حوزه علوم انساني يک حوزه متوسط و درجه 3 بود و کسي نبود که در آن کاري بکند، سرويس لازم و نياز نظام را تأمين نکرد، ما آن روز به آسيب شناسي آن رسيديم، اجازه بدهيد صميمانه با تمام ارادتي که به همه حوزه هاي ديني داريم، اين را مطرح کنيم که حوزه هاي ديني هم تکاليف خودشان را در حق نظام ايفا نکردند؛ همين الآن برخي از اعتراضات و برخي از گلايه ها توسط رهبري مطرح مي شود و در برخي از محيط هاي علمي و روحاني تذکر داده مي شود که حوزه هاي ديني بايد نيازهاي جمهوري اسلامي ايران را تأمين کنند، چرا نکردند؟ آنجا هم فقه حاکم است و آنجا هم بناست که متناسب با اقتضائات زمان بر پايه آنچه که ما اسلام را به عنوان يک دين اجتهادي مي شناسيم، اجتهاد با حرف نو داشته باشند، آنجا هم کاري نکردند با اين همه هزينه ها و تأمين اعتبار هايي که شده است. از اين حيث مي خواهم اين را براي شما تکليف کنم که بله ما به دليل همان خودباختگي تاريخي که از دوره شاه بوده به دليل اين که نتوانستيم چهره هاي شاخصي از نيروهاي انساني خودمان را ارسال و گسيل کنيم تا تربيت و بارور شوند و قدرت نقد پيدا کنند اينها هم آموزش پيدا نکردند.

ما الآن تقريبا در حوزه علوم انساني خودمان به‌شدت فقيريم، ما اين فقر را اول بايد باور کنيم، همانطور که در مقام آسيب شناسي آن گفتم، چون وقتي فضا خالي باشد، خوب پر مي شود، ازاستاد غرب ديده، شما مي آييد و آن را پر مي کنید، در صورتي که ما بايد اين را اول به رسميت بشناسيم و بعد در مقام تأمين نيازها، متناسب با اقتضائات حکومت ديني خودمان گام درستي برداريم.

حيدري در ادامه برنامه آسيب شناسي حوادث پس از انتخابات رياست جمهوي گفت: خيلي متشکرم آقاي دکتر حجاريان، اگر مطالب آقاي عطريانفر مورد تأييد شما است يا اگر اصلاحي داريد و اگر خيلي به زحمت نمي افتيد، در اين باره چند جمله هم بگوييد من سپاسگزار خواهم شد. ما با حوصله گوش مي کنيم.

حجاريان: موضوع آنچنانکه که آقاي عطريانفر گفتند، بخشي از آن برمي گردد به قبل از انقلاب و بخشي هم بعد از انقلاب که بعد از انقلاب هم کاري نشده، الأن شايد يک دانه دبيرستان علوم انساني آن هم فقط در تهران هست و جايي ديگري نيست.

عطريانفر: منظور مدرسه فرهنگ است اين هم تبليغي بشود براي مدرسه فرهنگ.

حجاریان: ديگر جايي نيست مگر امثال ماها که به خاطر شغل مان رفتيم دنبال آن.

حيدري: يعني در واقع مراکز تحقيقات علوم انساني ما از يک نحله فکري عمدتاً تغذيه شده اند و آن نحله فکري غرب بوده است. از اين طرف، توليدات اگر داشتيم، عام نشده و در اختيار پژوهشگران قرار نگرفته است.

حجاريان: بله البته بگويم همه علوم انساني نه، ادبيات فرق دارد مثلا اينها خيلي مويد... ندارد و بايد درجه بندي کرد.

حيدري: جناب حجاريان در گفته هاتان فرموده بوديد که با تحليل هاي ناصواب مبنا براي اعمال نادرست ايجاد کردم، همچنين بسط نظرياتي را موجب پديد آمدن نتايج سهمگين و عبرت آموز دانستيد، ممکن است خواهش کنم بگوييد مقصودتان از اين اعمال نادرست و نتايج سهمگين چه است؟

حجاريان: بالاخره من به‌خاطر اينکه بگويم دولت ما چه ماهيتي دارد، ناچار به ابزار توليد بودم و اين ابزار توليد را خودمان نداشتيم و اجباراً رفتيم سراغ منابع اصلي که ماهيت دولت در جهان سوم چيست. مثلاً نظريه سلطانيزم خيلي ضربه زد به کل نظام. من مي خواستم توضيح بدهم اعوجاج و انحراف از همين جا برمي آيد.

حيدري: اجازه مي دهيد بخش هايي از گفته ها و همين طور نوشته هاي جنابعالي را که مربوط به گذشته است بازگو کنم، در حد هممين جملات که مي گوييد خوب است. مثلاً شما در مقاله مشروطيت، سلطانيزم و مشروعيت همين بحثي را که الآن به آن اشاره کرديم، يک مقايسه مي کنيد بين انقلاب اسلامي و جنبش مشروطيت و در آن پايه مشروعيت انقلاب اسلامي را دوگانه تعريف مي کنيد و راه کارهايي را هم مي دهيد براي تقويت پايه هاي مشروطيت که در جمهوريت متجلي شده است، شما مي فرماييد بايد مقدورات و محدوديت هاي هر دو پايه در حکومت شناسايي شود و تاکتيک ها براي پيشبرد امر دمکراسي تعيين شود.

بايد نمايندگاني از جانب توده ها در بروکراسي حضور داشته باشند و از سوي ديگر رهبراني محلي مردم را راهنمايي کنند و اصلاحات با استفاده از الگوي فشار از پايين، چانه زني در بالا ادامه پيدا کند. به نظر شما اگر بر فرض اصلاح طلبان در گذشته نتوانستند به وظايف خود عمل کنند نافي تئوري يادشده نيست؛ چون به هر حال منافع مشروعيت در ايران چندگانه است و ناگزير نهال هاي جديد در درون دستگاه سياسي کشور پديد مي آيد.

حجاريان در اين جا متذکر شد که منافع غلط است و درست آن منابع است.

حيدري ادامه داد: همين طور در مقاله استراتژي هاي ايران، امروز به استراتژي مشروطه خواهي در واقع تاکيد کرديد، شما مي فرماييد که در نظر من استراتژي به معناي طرح نو در انداختن براي تغيير ساختار است، مثلاً ذيل استراتژي مشروطه خواهي که استراتژي اول است، مي شود از تاکتيک هايي مثل اعتدال، آرامش فعال، بازدارندگي فعال، خروج از حاکميت، فشار از پايين چانه زني از بالا و رويگرداني اجتماعي اشاره کرد.

در بخش هاي ديگري مفصل است، مطالبي که من پيدا کردم در مورد صحبت هاي شما، اما همه آنها را اگر جمع بندي کنيم، مي توان شايد اينگونه نتيجه گيري کنيم، اگر نتيجه گيري من غلط است، شما اصلاح بفرماييد که شما خيلي به نظريه ولايت فقيه اعتقاد جدي نداشتيد اما در متن دفاعيه که آقاي شريعتي در دادگاه قرائت کرد، شما در واقع از مشروعيت الهي ولايت فقيه صحبت کرديد. آيا اين را يک چرخش اساسي مي شود در نظريات شما به حساب آورد يا يک تاکتيک است؟

حجاريان: بييند من خودم قايل بودم که رهبري يک جريان داراي 3 مشروعيت است، يک نوع مشروعيت سنتي است، رهبر مرجع تقليد خيلي هاست و مرجعيت نوعي مشروعيت سنتي است. ثانياً رهبري، رهبر انقلاب است و رهبري انقلاب نوعي رهبري کاريزماتيک است اين نوع دوم، ثالثاً رهبري قانوني است، منتخب خبرگان است. پس رهبري از 3 ناحيه مشروعيت دارد لذا من توضيح دارم علاوه بر اينها رهبري در ايران در ادامه ولايت پيامبر است که علاوه بر آن 3 نوع مشروعيت، اين را نيز در نظر گرفته و آن 3 تا را قبلاً گفته بوديم و اين نوع آخر را قبلاً اشاره نکرده بودم.

شريعتي: البته توضيح بدهم که آقاي حجاريان در سال 74 يا 75 در نشريه کيان تحت عنوان جهانگير صالح پور مقاله اي نوشتند با اين اسم مستعار (البته بنا به ملاحظاتي که داشتند) در تبيين از ولايت فقيه، مقاله مفصلي دارند من توصيه مي کنم مراجعه بکنند به آرشيو نشريه کيان يا در کتاب شاهد قدسي شاهد بازاري ايشان هم چاپ شده است.

من به دليل قلت ذهني و علت فکري که الآن دچار آن هستم، اگر ايشان فرصت پيدا کنند يا من خدمتشان برسم تا اينها را تبيين کنيم، خيلي کمک مي کند در بسط اين ديدگاه هايي که جديداً به آن رسيده اند.

حيدري: ما حتماً خيلي استقبال مي کنيم اين فرصت را حتماً خواهيم داشت که در اين باره صحبت کنند، من خيلي خوشحالم که خوشبختانه آقاي دکتر حجاريان حضور ذهن بسيار عالي دارند و در اين متني که من به سرعت خواندم و حتي اشتباه کلمه اي بنده را هم اصلاح کردند که اين باعث خوشحالي است، حالا متأسفيم که در کلام قدري مشکل است، براي اينکه خسته تان نکنيم مقداري بحث را با دوستان ادامه مي دهيم تا مجدداً در خدمت شما باشيم.

وي افزود: آقاي عطريانفر از جمله بحث هايي که اين روزها خيلي مطرح است برمي گردد به فعاليت هاي مطبوعاتي اصلاح طلبان در دوراني که به هر حال اوج فعاليت ها بود و خود جنابعالي هم از فعالان آن دوره بوديد، از پشت پرده هاي حرکت هاي مطبوعاتي در آن دوران اگر براي بينندگان ما صحبت کنيد، متشکرم.

عطريانفر: اجازه بدهيد همان سؤال شما را با همان نکته اي که از آقاي حجاريان سوال کرديد و جناب شريعتي اصلاح کردند، يک مقداري به هم پيوند بزنيم. رهبري يک جمله بسيار کليدي دارند که بعضاً به بعضي از نمايندگان هم اشاره کردند، هميشه مي گويند من مطرح نيستم ولي موضوعي و مضموني به نام ولايت فقيه را شما از آن حفاظت و صيانت کنيد. اين چيزي است که در فرمايشات حضرت امام هم بارها و بارها بوده است.

"ما اعتراف و اعلام مي کنيم که بعد از رحلت حضرت امام، رهبري يک پيوند بسيار زيبايي زدند ولي متأسفانه از آن استقبال نشد، ايشان آمدند و گفتند که اگر سخن از مردم سالاري است، مردم سالاري ديني است و پيوند بين مردم و مرجعيت ديني‌اشان و ولايت مداريشان را خوب برقرار کردند اما در حوزه نخبگان خوب به آن پرداخته نشد.

و اما رسانه ها، وقتي سخن از مردم سالاري شد، وقتي سخن از دمکراسي شد، وقتي سخن از اين شد که يک قدرتي، هيبت و هويت مردمي خودش را دارد و رخ نشان مي دهد و بيشتر هم با همان ادبيات کلاسيک غرب هم دارد، تعقيب مي شود، رسانه ها هم جايگاه خودشان را پيدا کردند.

در دنياي غرب، رسانه ها بسيار جاي مهم و تعيين کننده هستند، در دنياي غرب، سخن از اين است که نمي شود شما سياستمداري را در ذهن متصور کنيد که بي نياز از رسانه باشد، حتماً نيازمند رسانه است. من به عنوان کسي که تقريباً مي توانم بگويم ازابتداي انتشار روزنامه همشهري مدخليت داشتم و يک روزنامه اي را متولد کرديم و با يک ادبيات جديدي و جايي هم پيدا کرد و بزرگترين روزنامه هاي سنتي راهم پشت سرش گذاشت و جماعتي را هم به سمت خودش جذب کرد، ولي آيا اين همه کار بود، نه؛ کم بود ما اگر بنا بود از رسانه به عنوان يک پايگاهي براي اطلاع رساني عمومي استفاده کنيم، به صرف رنگ ولعاب نبايد کفايت مي کرديم، بايد مي رفتيم حوزه هاي ديگري را هم تقويت مي کرديم، اين اتفاق صورت نگرفت.

"در بحث رسانه ها با پيروزي آقاي دکتر سيد محمدخاتمي رياست محترم جمهوري قبل، البته خدمتتان عرض کنم ميدان فراخي فراهم شد اما سرتا پاي اين حرکت ها پر از آسيب بود؛ چرا؟ الآن خدمتتان عرض مي کنم، متأسفانه دستگاه هاي دولتي ما بيش از آنکه به ماهيت وحقيقت يک رسانه توجه کنند، بيشتر نگاهشان يک نگاه شکلي بود به فيزيک نگاه مي کردند. کافي بود من محمدعطريانفر داراي يک ليسانس باشم، يک گواهي عدم سوء پيشينه هم بگيرم، بروم درخواست بدهم تا يک جواز به من بدهند.

شما برويد مراجعه بکنيد همين الآن، درزمان حاضر که خدمت شما هستم بالغ بر 3 هزار و 500 مجوز صادر شده است، تا به‌حال نزديک به 3 هزار تا منتشر مي شود، مجموعه اينها را که جمع بکنيم، تيراژش بسيار اندک است وقتي که شما مي آييد سهم خودتان را از رسانه هاي جهان تعريف مي کنيد، مي گوييد مثلاً در سال 25 ميليون تن مصرف کاغذ رسانه در جهان هست اما اگر در متوسط جهان به لحاظ جمعيت يک درصد باشيم، سهم ما بايد 250 هزار تن باشد ولي وقتي شما همه آنها را به لحاظ کمي برآورد مي کنيد، مي بينيد کمتر از 20 در صد شما توليد داريد. اين دلالت بر اين دارد که شما آمديد يک رفتار صرفا فيزيکي را از منظر وزارت ارشاد دولت تعقيب کرديد، افرادي آمدند مجوزهايي گرفتند و کار ويژه اي صورت نگرفت، خوب وقتي شما مي آييد يک رسانه اي را صرفاً در قالب يک مجوز صادر مي کنيد ولي فاقد صلاحيت هاي لازمش هستيد، در مقاطعي اينها مورد سوء استفاده قرارمي گيرند. همين پديده هايي که از آن نام برده شد، تحت عنوان رسانه هاي کرايه اي و اجاره اي ناشي از همين داستان است. از آنجا که من در حوزه رسانه ها بودم، مي توانم اين باور را منتقل بکنم که در دوران پس ازجنگ مشخصاً تا همين الآن البته الآن يک مقدار سياست حاکم تغييري کرده است و کمتر مجوز صادر مي کنند، اما به‌طور کلي مي خواهم عرض کنم درست بعد از جنگ تا به امروز ما در حوزه رفتار درست رسانه اي کشور گام درستي برنداشته ايم. صرفاً کمي گرا بوديم و فيزيکي نگاه مي کرديم، مجوزهايي صادر مي شده، چرا آمديم مثلاً مطرح کرديم ما سياست هاي هدايتي، حمايتي و نظارتي داريم ولي صريحاً به شماعرض کنم، سياست حمايتي عبارت ازاين است که يک پولي دست وزارت ارشاد و دولت قرار بگيرد تا با رسانه ها بازي بکند، نظارتش هم عبارت از اين است که صرفاً بيايد يک سري روزنامه ها را جمع بکند، بريده هايي را توليد کند و بدهد به دادگاه براي تعقيب، هدايت هم که صفر.

پس اجازه بدهيد در دولت سازندگي، در دولت اصلاحات و در دولت عدالت گراي جناب آقاي احمدي نژاد نشان داده شود که وزارت فخيمه ارشاد اسلامي که يک تکليف اساسي دارد، در حوزه فرهنگ کجا خط هدايتي را عرضه کرده است. من به‌صراحت و از باب نقد صميمانه عرض کردم.

حيدري: شما راستي الان روزنامه داريد، به شما روزنامه مي دهند؟

عطريان فر: اگر فرصت پيدا کنم روزي 7 تا 8 ساعت بروم خدمت آقاي شريعتي و جناب آقاي ابطحي ما هم استفاده مي کنيم.

حيدري: شما هم داريد آقاي دکترحجاريان؟

حجاريان: بعضي وقت‌ها داريم. تلويزيون هم هست. خوشبختانه يک بيست روزي هست که استفاده مي کنيم. عطريان فر: به هرحال مي خواستم اين را عرض کنم که دولت هاي ما در حوزه رسانه، قصور داشتند. کساني که مي توانستند درحوزه فرهنگ سازي رسانه نقش داشته باشند، کاري نکردند.

جناب آقاي حيدري اگر روي رسانه به عنوان يکي ازمؤلفه هاي امنيت ملي مطالعه و محاسبه بشود، بايد از اين وضعيت فلاکت بار خارج بشود. به صرف اينکه من مي توانم بروم يک مجوزي بگيرم، من مي توانم يک سرمايه اي را از يک جا جمع آوري کنم، يک کاري را منتشر کنم، اين حقيقتاً کار خطايي است.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری