سعدی

برچسب جستجو
باب چهارم حکایت ششم
سَحْبانِ وائِل را در فصاحت بی‌نظیر نهاده‌اند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی.
کد خبر: ۱۱۶۳۲۸۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۲۷

دوست دارم که کست دوست ندارد جز من / حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
کد خبر: ۱۱۶۲۹۲۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۲۴

شعر روز
حیف است از آن دهن که تو داری جواب تلخ / وآن سینه سفید که دارد دل سیاه
کد خبر: ۱۱۶۱۲۲۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۷

شعر روز
عکس: بانویی در حال بوییدن گل؛ دوره صفوی ؛ محل نگهداری موزه فریر گالری واشنگتن/ Woman with a Spray of Flowers, circa 1575 AD-
کد خبر: ۱۱۶۰۱۳۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۳

سعدیا با یار عشق آسان بُود / عشق باز اکنون که یار از دست رفت
کد خبر: ۱۱۵۹۸۵۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۲

آهنگ دراز شب رنجوری مشتاق / با آن نتوان گفت که بیدار نباشد
کد خبر: ۱۱۵۸۴۴۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

سعدی با پایبندی به فرهنگ دیرپای ایرانی و موازین ارزشمند اسلامی در پی احیای جامعه‌ای انسانی و اخلاقی بود که در آن حقوق و تکالیف تمام طبقات اجتماعی رعایت شده و در سایه آن، جامعه با تکیه بر وفق و مدارا، از زیر آوار ویرانی، ققنوس‌وار برمی‌خیزد و صفحه‌ای تازه‌ از حیات خود را ورق می‌زند.
کد خبر: ۱۱۵۷۵۳۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

شعر روز
اول اردیبهشت‌ماه، روز بزرگداشت سعدی است.
کد خبر: ۱۱۵۷۴۵۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

پیام دادم و گفتم بیا خُوشم می‌دار / جواب دادی و گفتی که من خُوشم بی‌تو
کد خبر: ۱۱۵۷۱۳۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۱/۳۱

غم دل با تو نگویم که نداری غم دل / با کسی حال توان گفت که حالی دارد
کد خبر: ۱۱۵۳۱۴۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۱/۱۱

باب چهارم حکایت چهارم
عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از مَلاحده، لَعَنَهُمُ اللهُ عَلیٰ حِدَةٍ، و به حجّت با او بس نیامد؛ سپر بینداخت و برگشت. کسی گفتش: تو را با چندین فضل و ادب که داری، با بی‌دینی حجّت نماند؟
کد خبر: ۱۱۴۳۱۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۲۶

باب چهارم حکایت سوم
جوانی خردمند از فنونِ فضایل حظّی وافر داشت و طبعی نافر. چندان که در محافلِ دانشمندان نشستی، زبان سخن ببستی. باری پدرش گفت: ای پسر! تو نیز آنچه دانی، بگوی. گفت: ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.
کد خبر: ۱۱۴۳۱۰۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۲/۰۶

باب چهارم حکایت دوم
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایدهٔ این مطلع گردانی که: مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت: تا مصیبت دو نشود؛ یکی نقصانِ مایه و دیگر شماتتِ همسایه.
کد خبر: ۱۱۴۳۱۰۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۲/۰۳

گو این که سعدی بزرگ، 700 سال پیش، حال دل امروز را به شعری ماندگار بیان کرده است.
کد خبر: ۱۱۴۲۲۶۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۲۹

تنها دل من‌ست گرفتار در غمان / یا خود در این زمانه دل شادمان کم‌ست
کد خبر: ۱۱۴۲۲۵۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۲۹

باب چهارم حکایت اول
یکی را از دوستان گفتم: امتناع سخن گفتنم به علّتِ آن اختیار آمده است در غالبِ اوقات، که در سخنْ نیک و بد اتّفاق افتد و دیدهٔ دشمنان جز بر بدی نمی‌آمد. گفت: دشمن آن به که نیکی نبیند.
کد خبر: ۱۱۴۰۹۶۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۲۵

نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش / چو سیل از سر گذشت آن را چه می‌ترسانی از باران
کد خبر: ۱۱۳۷۱۸۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

  فقط آشتی ملی و تغییرات بزرگ می‌تواند جامعه چندپاره و داغ‌دار ایران را متحد و‌تمامیت ارضی ایران را حفظ کند! / دنیای امروز دنیای متفاوتی است. نگاه افکار عمومی دنیا و کشورها و دولت ها به کشور ما لزوماً نگاه ۶ ماه پیش یا ۲ یا ۱۰ سال پیش نیست.
کد خبر: ۱۱۳۶۰۷۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۰۷

باب سوم حکایت بیست و هشتم
یکی از ملوک آن طرف اشارت کرد که توقّع به کرمِ اخلاقِ مردان چنین است که به نمک با ما موافقت کنند. شیخ رضا داد، به حکمِ آن که اِجابتِ دعوت، سنّت است.
کد خبر: ۱۱۳۴۹۵۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۱/۰۸

چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود / بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش
کد خبر: ۱۱۳۱۰۰۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۰/۱۸

آخرین اخبار
پربازدید ها