اضطراب اجتماعی تنها با خجالتی بودن و کنارهگیری ظاهر نمیشود؛ برخی نوجوانان آن را از طریق پرخاشگری و رفتارهای تکانشی نشان میدهند که با ویژگیهای خاص خودشیفتگی مرتبط است.
به گزارش فرارو به نقل از سای پست، اضطراب اجتماعی معمولاً با خجالتی بودن، سکوت و تمایل به کنارهگیری از تعاملات اجتماعی شناخته میشود، اما تحقیقات تازه نشان میدهد این تصویر همواره درست نیست. برخی نوجوانان با اضطراب اجتماعی رفتارهای پرخاشگرانه و تکانشی از خود نشان میدهند، نه اجتناب و عقبنشینی؛ شکلی که پژوهشگران آن را «غیرمعمول» مینامند و به ویژگیهای خاصی از خودشیفتگی نسبت میدهند.
به گفته مالی جی. اریکسون، دانشجوی دکتری در آزمایشگاه احساسات کودکان دانشگاه مکمستر، فرض رایج در ادبیات عمومی و علمی این است که اضطراب اجتماعی تنها با اجتناب و مهار رفتاری (خجالتی بودن) شناخته میشود. این برداشت تا حد زیادی ناشی از طبقهبندی رسمی این اختلال تحت عنوان «فوبیای اجتماعی» است که بهطور غیرمستقیم نحوه مطالعه و درک ما از این پدیده را شکل داده است.
با این حال، اریکسون تأکید میکند که این تصویر سنتی، تجربه واقعی بسیاری از افرادی که علائم اضطراب اجتماعی دارند را بازتاب نمیدهد.
تحلیلها سه پروفایل متمایز را در میان نوجوانان نشان داد:
این گروه کمترین میزان اضطراب اجتماعی، خودشیفتگی و پرخاشگری را داشتند و به نظر میرسد نماینده نوجوانانی با سازگاری روانی بالا و مشکلات اجتماعی محدود باشد.
این نوجوانان بالاترین سطح اضطراب اجتماعی و خودشیفتگی آسیبپذیر را داشتند، اما خودشیفتگی بزرگمنشانه و پرخاشگری در آنها کم بود. این گروه تصویر سنتی اضطراب اجتماعی را بازنمایی میکند؛ نوجوانانی که ترس از طرد شدن را با عقبنشینی و مهار رفتاری مدیریت میکنند.
این پروفایل ترکیبی از اضطراب اجتماعی متوسط و میزان بالای تکانشگری و پرخاشگری را نشان داد. این نوجوانان در هر دو نوع خودشیفتگی، آسیبپذیر و بزرگمنشانه، بالاترین نمرات را کسب کردند. این ترکیب رفتاری نمایانگر «سوی تاریک» اضطراب اجتماعی است که برخلاف تصور رایج، نه سکوت و اجتناب، بلکه پرخاشگری و واکنشهای تکانشی را به همراه دارد.
اریکسون میگوید: «اضطراب اجتماعی یک مشکل سلامت روان گسترده و ناهمگون است که ویژگیهای زیادی فراتر از خجالتی بودن دارد. شناخت این تنوع، نخستین گام در شناسایی نوجوانانی است که ممکن است با اضطراب اجتماعی دست و پنجه نرم کنند.» او افزود: «با در اختیار گذاشتن ابزارهای تشخیصی گستردهتر، میتوانیم زودتر مداخله کنیم و از تثبیت علائم جلوگیری کنیم؛ اقدامی که میتواند موفقیتهای فردی و اجتماعی نوجوانان را در آینده افزایش دهد.»
پژوهشگران همچنین تفاوتهای جنسیتی در تعلق به پروفایلها را بررسی کردند. پسران بیشتر احتمال داشت به گروه سوم (پرخاشگر) تعلق داشته باشند؛ موضوعی که نشان میدهد پسران ممکن است اضطراب اجتماعی خود را از طریق رفتارهای بیرونی و پرخاشگرانه بروز دهند. این یافته با هنجارهای اجتماعی گسترده همراستا است، جایی که پسران تشویق میشوند آسیبپذیری خود را نشان ندهند.
مانند تمام تحقیقات، این مطالعه نیز محدودیتهایی دارد. دادهها در یک نقطه زمانی جمعآوری شد و نمیتوان رابطه علت و معلولی میان ویژگیهای شخصیتی و ظهور اضطراب اجتماعی پرخاشگرانه را اثبات کرد. مشخص نیست این ویژگیها پیش از اضطراب شکل میگیرند یا همزمان با آن رشد میکنند.
اریکسون تأکید میکند: «این پروفایلها ثابت یا تشخیصی نیستند؛ بلکه الگوهای همزمانی ویژگیها و علائم را در یک بازه رشد مشخص نشان میدهند. برای درک بهتر مسیرهای توسعهای و مکانیسمهای علت و معلولی، تکرار مطالعه بهویژه با طراحیهای طولی ضروری است.»
رهگیری این ویژگیها از کودکی تا نوجوانی میتواند به شناسایی نشانههای هشداردهنده زودهنگام کمک کند. به گفته اریکسون، درمانهای استاندارد اضطراب اجتماعی ممکن است برای نوجوانانی که با پرخاشگری پاسخ میدهند، مؤثر نباشد. او برنامه دارد در مطالعات بعدی، علل رفتاری و بیولوژیکی شکلگیری اضطراب اجتماعی غیرمعمول را بررسی کند تا بتواند مداخلات پیشگیرانه و درمانی مؤثرتری طراحی کند.
این مطالعه نشان میدهد اضطراب اجتماعی نه یک پدیده یکبعدی بلکه یک طیف گسترده و متنوع است؛ پدیدهای که میتواند خود را بهصورت خجالت، انزوا، یا حتی پرخاشگری و تکانشگری نشان دهد و نیازمند رویکردهای تشخیصی و درمانی متنوع و متناسب با هر نوجوان است.