۲۷ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۵
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۱۵۳۶
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۹ - ۲۷-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۱۵۳۶
انتشار: ۰۹:۲۹ - ۲۷-۱۱-۱۴۰۴

سواد رسانه‌ای و پرورش خودآگاهی در دوران نوجوانی

سواد رسانه‌ای و پرورش خودآگاهی در دوران نوجوانی
دوران نوجوانی، دورانی است که در آن هویت فردی شکل می‌گیرد، مرزهای استقلال ترسیم می‌شود و تأثیرات محیطی بیشترین عمق را بر روان فرد می‌گذارد. در قرن بیست و یکم، محیط اصلی تعاملات، آموزش و شکل‌گیری هویت، دیگر صرفاً مدرسه و خانواده نیست، بلکه شبکه‌های گسترده رسانه‌ای و فضای مجازی است. اینجاست که مفهوم سواد رسانه‌ای از یک مهارت فرعی به یک ضرورت حیاتی برای بقا و شکوفایی تبدیل می‌شود.
سواد رسانه‌ای صرفاً توانایی استفاده از ابزارهای دیجیتال نیست، بلکه مجموعه مهارت‌های تحلیلی، انتقادی و اخلاقی است که به نوجوان اجازه می‌دهد تا دریای اطلاعات، تبلیغات، اخبار جعلی و محتواهای سرگرم‌کننده را با درکی عمیق پیمایش کند. هم‌راستای این سواد، خودآگاهی نوجوانان قرار دارد؛ درکی که فرد از نقاط قوت، ضعف، ارزش‌ها و جایگاه خود در جهان پیدا می‌کند. تعامل این دو مؤلفه، تعیین‌کننده کیفیت زندگی دیجیتال و سلامت روان نسل جدید است.
 
بدون خودآگاهی، نوجوانان در برابر پیام‌های رسانه‌ای آسیب‌پذیر شده و رسانه به جای ابزاری برای رشد، به عاملی برای انحراف و تخریب هویت تبدیل می‌شود. این متن به کاوش در این پیوند ناگسستنی میان درک محیط رسانه‌ای و شکل‌گیری هویت فردی در سال‌های حساس نوجوانی می‌پردازد.

سواد رسانه: فراتر از خواندن و نوشتن

سواد سنتی مبتنی بر خواندن متن‌های چاپی بود، اما سواد رسانه‌ای جدید، خواندن تصاویر، ویدئوها، الگوریتم‌ها و تعاملات شبکه‌ای است. نوجوانان امروز مصرف‌کننده منفعل نیستند؛ آن‌ها تولیدکنندگان، بازنشرکنندگان و شرکای فعال در اکوسیستم رسانه‌ای‌اند. این نقش فعال، مسئولیت سنگینی را بر دوش آن‌ها می‌گذارد که غالباً بدون آموزش کافی با آن روبرو می‌شوند.
 
سواد رسانه‌ای باید از سطح «چگونه استفاده کنم» به سطح «چرا باید استفاده کنم» و «این محتوا چه می‌خواهد» ارتقا یابد. این شامل توانایی تشخیص محتوای دستکاری‌شده، درک انگیزه‌های پنهان پشت هر پست، و فهم این نکته است که رسانه‌ها صرفاً بازتاب واقعیت نیستند، بلکه سازنده‌ی آن هستند. نوجوانی که مهارت تحلیل رسانه‌ای دارد، در برابر فشارهای اجتماعی مبتنی بر نمایش زندگی ایده‌آل در اینستاگرام یا تیک‌تاک مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهد، زیرا می‌داند که پشت هر تصویر درخشان، هزاران تدوین و انتخاب آگاهانه وجود دارد.

خودآگاهی و طراحی هویت دیجیتال

نوجوانی، دوره آزمایش هویت است. در گذشته، این آزمایش در محیط‌های فیزیکی و محدود صورت می‌گرفت، اما اکنون، صحنه اصلی این آزمون‌ها فضای مجازی است. نوجوانان در تلاش برای پاسخ به این پرسش که «من چه کسی هستم؟»، اغلب شروع به ساختن یک «منِ آنلاین» می‌کنند. این هویت دیجیتال، مجموعه‌ای از انتخاب‌های آگاهانه (پروفایل، استوری‌ها، نظرات) و ناخودآگاه (الگوریتم‌هایی که بر اساس فعالیت او محتوا پیشنهاد می‌دهند) است.
 
خودآگاهی نوجوانان در این فضا به معنای توانایی نظارت بر این ساختار است. آیا هویت آنلاین من بازتابی صادقانه از ارزش‌های درونی من است یا صرفاً تلاشی برای جلب تأیید بیرونی و به دست آوردن لایک‌ها؟ تفاوت میان هویت واقعی و هویت نمایشی، بزرگ‌ترین منبع اضطراب در میان نوجوانان امروزی است.
 
وقتی تفاوت فاحش می‌شود، احساس پوچی، اضطراب اجتماعی و سندرم فومو (ترس از دست دادن) پدیدار می‌گردد. آموزش خودآگاهی در این زمینه، نوجوان را مجهز می‌کند تا از خود بپرسد: «من این محتوا را به چه دلیلی منتشر می‌کنم؟» و «آیا این انتشار با آنچه در خلوت به آن اعتقاد دارم، همخوانی دارد؟»

تأثیر الگوریتم‌ها بر ادراک و جهان‌بینی

یکی از کمتر درک‌شده‌ترین جنبه‌های سواد رسانه‌ای، درک عملکرد الگوریتم‌ها است. نوجوانان به طور فزاینده‌ای در «حباب‌های فیلتر» محبوس می‌شوند؛ سیستم‌هایی که محتوایی را به آن‌ها نشان می‌دهند که بر اساس سوابقشان انتظار می‌رود با آن موافقت کنند یا تعامل داشته باشند. این امر دو پیامد جدی دارد.
 
نخست، کاهش مواجهه با دیدگاه‌های مخالف، که ریشه در تضعیف خودآگاهی انتقادی دارد.
 
نوجوان باور می‌کند که برداشت او از جهان، تنها برداشت موجود است.
 
دوم، تشدید گرایش‌ها. اگر نوجوانی علاقه‌مند به یک موضوع خاص شود، الگوریتم او را در آن مسیر عمیق‌تر فرو می‌برد و می‌تواند او را به سمت گروه‌های افراطی یا محتوای آسیب‌زا هدایت کند.
 
توانایی درک اینکه «رسانه به من چه چیزی را نشان می‌دهد و چه چیزی را از من پنهان می‌کند» کلید شکستن این قفل‌های دیجیتال است. این دانش به نوجوان اجازه می‌دهد تا فعالانه به دنبال منابع جایگزین بگردد و ادراک خود را گسترده‌تر سازد.

مدیریت مرزها؛ سلامت روان در فضای دیجیتال

خودآگاهی نوجوانان مستقیماً با توانایی آن‌ها در مدیریت مرزها مرتبط است. این مرزها شامل زمان استفاده، محتوای مصرفی و حفظ حریم خصوصی است. در محیطی که دائماً نوتیفیکیشن‌ها توجه را می‌طلبند، نوجوان نیازمند سطحی از خودتنظیمی (Self-Regulation) است که با تمرین و آگاهی تقویت می‌شود.
 
سواد رسانه‌ای در این بخش آموزش می‌دهد که چگونه زمان مصرف رسانه را به یک انتخاب آگاهانه تبدیل کنیم، نه یک واکنش اجباری. این امر مستلزم درک این است که «مکث» یا «خروج موقت از شبکه» نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک عمل مراقبتی از سلامت روان است.
 
نوجوان باید بیاموزد که مقایسه دائمی خود با «بهترین لحظات دیگران» یک خطای شناختی است که توسط پلتفرم‌ها تقویت می‌شود و این مقایسه به طور مستقیم با کاهش احساس ارزشمندی درونی مرتبط است. زمانی که خودآگاهی نوجوان قوی باشد، نیازش به تأیید خارجی از طریق رسانه کاهش می‌یابد و استفاده او از تکنولوژی به سمت ابزاری برای ارتباط، آموزش و خلاقیت سوق پیدا می‌کند، نه منبعی برای اضطراب و وابستگی.

مسئولیت‌پذیری اخلاقی و شهروندی دیجیتال

نوجوان با درک کامل از سواد رسانه‌ای، به یک شهروند دیجیتال مسئول تبدیل می‌شود. این مرحله فراتر از صرفاً ایمن بودن در فضای آنلاین است؛ بلکه شامل اخلاقیات تعامل است. انتشار اطلاعات نادرست، قلدری سایبری (Cyberbullying) و اظهارنظرهای مخرب، همگی ناشی از عدم درک تأثیر بلندمدت کلمات و اقدامات در فضای مجازی هستند. نوجوان آگاه می‌داند که هر پیام یا پست، امضایی دیجیتال دارد که پاک کردن آن دشوار است.
خودآگاهی در این بخش به این معناست که نوجوان بتواند لحظه‌ای پیش از انتشار، خود را جای مخاطب بگذارد و پیامدهای احتمالی عمل خود را در مقیاس وسیع‌تر شهروندی درک کند. این نوع تفکر اخلاقی، که توسط درک انتقادی از نحوه عملکرد رسانه‌ها تقویت شده است، سنگ بنای یک جامعه آنلاین سالم‌تر را تشکیل می‌دهد. آموزش این مفاهیم باید به نوجوان بیاموزد که قدرت او به عنوان یک کاربر، در توانایی او برای توقف چرخه محتوای مضر و تولید محتوای سازنده نهفته است.
 
به بیان عفت حیدری فرهنگ یار تاب آوری ایران پیوند میان سواد رسانه‌ای و خودآگاهی نوجوانان یک مسیر یک‌طرفه نیست؛ بلکه یک چرخه بازخورد مداوم است. هر چه نوجوان در درک مکانیسم‌های رسانه ماهرتر شود، کنترل بیشتری بر هویت و سلامت روان خود پیدا می‌کند و بالعکس، هرچه خودآگاهی او عمیق‌تر باشد، در برابر فریب‌ها و فشارهای رسانه‌ای مقاوم‌تر است. والدین، مربیان و جامعه باید این دو حوزه را به صورت یکپارچه آموزش دهند و به جای ممنوعیت، گفتگو را ترویج کنند. نسل آینده نیازمند توانایی هدایت کشتی خود در اقیانوس پیچیده اطلاعات است.
 
موفقیت آن‌ها در این عصر دیجیتال، نه با دوری از رسانه‌ها، بلکه با تسلط آگاهانه بر آن‌ها و استفاده از این ابزارها برای تعریف بهتر و غنی‌تر از خود حقیقی‌شان رقم خواهد خورد. این هدف نهایی، یعنی دستیابی به یک هویت یکپارچه، متصل و در عین حال مستقل در دنیای دیجیتال، جوهره اصلی سواد نوین است.
 
منبع: میگنا
ارسال به دوستان