صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۸۷۵۲۴۵
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸:۵۸ - ۰۱ بهمن ۱۴۰۱ - 21 January 2023
باغ ادبیات ایران؛ توشه‌ای و خوشه‌ای - 10

شاهنامۀ فردوسی/ شب و روز؛ اسبان دونده‌ای که به هم نمی‌رسند

در شاهنامۀ فردوسی و در بخشِ «گفتار اندر سخن پرسیدن موبدان از زال»، موبدان، 6 چیستان را با زال درمیان می‌گذارند تا هوش او را بسنجند. در این نوبت دومی آمده است...

   عصر ایران- چنان که پیش‌تر هم توضیح داده شده در این توشه‌ها و خوشه‌ها که از باغ ادبیات ایران برمی‌گیریم، به دنبال مضامین دشوار نیستیم اما هر ازگاهی خالی از لطف نیست اگر کمی پیچیده‌تر باشد تا لذت آسان شدن در کام بنشیند و آن گاه با ذوق و شوق و بی بیم درنیافتن، سراغ باقی هم برویم.

   چنان‌که در یکی از قسمت‌های گذشته آمد در شاهنامۀ فردوسی و در بخشِ «گفتار اندر سخن پرسیدن موبدان از زال»، موبدان، 6 چیستان را با زال درمیان می‌گذارند تا هوش او را بسنجند و خطاب به او می‌گویند:

  به پردهَ‌نْدَرست این سَخُن‌ها بجوی 
  به پیشِ ردان آشکارا بگوی

  گرین رازها آشکارا کنی 
  زِ خاکِ سیه مشکِ سارا کنی

  اولین  چیستان به نسبت، ساده بود و اینک دومین:

  دگر، موبدی گفت: کای سرفراز 
  دو اسپِ گرانمایه و تیزتاز

  یکی زو بکردارِ دریایِ قار 
  یکی چون بلورِ سپید آبدار

  به رنج‌اند و هر دو شتابنده‌اند 
  همان یکدیگر را نیابنده‌اند

 تارنمای «پارسی انجمن» گزارش واژه‌های دشوار را چنین آورده است:

 اسپ: اسب ( در تمام شاهنامه اسپ آمده)

 قار: قیر.
 آبدار: در اینجا، روشن و درخشان.
 یکدیگر را نیافتن: به یکدیگر نرسیدن.

 [مراد از دریایِ قار یا دریای قیرگون و سیاه همان «شب» است و بلورِ سپید هم تمثیلی از «روز». پس، پاسخ: شب و روز است که مانند دو اسب سیاه و سپید در شتاب‌اند، اما به هم نمی‌رسند.]

   پاسخِ زال هم از این قرار:

  دو اسپِ دونده سپید و سیاه 
 که مر یکدِگر را نیابند راه

 بدین سان شب و روز دان، ای شگفت 
 کز اینجا شِگِفتی توانی گرفت

   

ارسال به تلگرام