۱۵ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۹
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۸۳۴۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۶ - ۱۵-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۸۳۴۱
انتشار: ۱۶:۱۶ - ۱۵-۱۱-۱۴۰۴
تحلیلی انتقادی از استاد دانشگاه جرج تاون

پایان جهان تک‌قطبی؛ خودکشی ابرقدرت با دستان ترامپ

پایان جهان تک‌قطبی؛ خودکشی ابرقدرت با دستان ترامپ
جهان تک‌قطبی با یک «قتل» از بین نرفت، بلکه دچار «خودکشی» شد و نظم آینده جهان، فقیرتر و پرهزینه‌تر خواهد بود - پرفسور پل ماسگریو

عصر ایران؛ محمد حسن گودرزی-  دانشیار دانشگاه جورج تاون در تحلیلی انتقادی استدلال می‌کند که دوران هژمونی ایالات متحده نه با فشار خارجی، بلکه با انتخاب رای‌دهندگان آمریکایی و سیاست‌های دونالد ترامپ به پایان رسیده است. به عقیده پل ماسگریو، جهان تک‌قطبی با یک «قتل» از بین نرفت، بلکه دچار «خودکشی» شد و نظم آینده جهان، فقیرتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

به گزارش عصرایران، پُل ماسگریو (Paul Musgrave) دانشیار رشته حکومت در دانشگاه جورج تاون در قطر در یادداشتی که در کی‌یف پست (Kyiv Post) منتشر کرده به موضوع از بین رفتن هژمونی ایالات متحده در جهان پرداخته است.

در این یادداشت آمده است: در آغاز دهه ۱۹۹۰، نظریه‌های ساختاری روابط بین‌الملل با دو معمای بزرگ مواجه بودند. معمای اول صریح بود: چرا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی همگان را غافلگیر کرد؟ اتحاد شوروی قطب دوم یک نظم جهانی دوقطبی بود و نظریه‌های سیاست جهانی قاعدتاً می‌بایست توانایی تبیین ظهور و خروج ابرقدرت‌هایی را داشته باشند که شکل‌دهنده‌ی جهانی هستند که این نظریه‌ها مدعی توضیح آن‌اند.

معمای دوم پیچیده‌تر و البته جالب‌تر بود، زیرا نگاهی به آینده داشت: چرا جهان دوقطبی جای خود را به یک جهان تک‌قطبی داد؟ چرا ژاپن، آلمان یا سایر کشورها از فرصت استفاده نکردند تا علیه ایالات متحده «موازنه قوا» (Balance against) ایجاد و خود به ابرقدرت تبدیل شوند؟

 به هر حال، اگر کشورها با انگیزه به حداکثر رساندن قدرت و امنیت نسبی خود عمل می‌کنند، قطعاً رهبری اردوگاه خود بهتر از دنباله‌روی در اردوگاه دیگری است. این تک‌قطبی تا چه زمانی می‌توانست دوام بیاورد؟ و چه چیزی در پی آن می‌آمد که می‌توانست به اندازه جهان چندقطبی که به جنگ جهانی اول ختم شد، خونین باشد؟

تداوم غیرمنتظره و نظریه‌های قدرت

با این حال، جهان برای دهه‌ها به‌طور سرسختانه‌ای تک‌قطبی باقی ماند. ایالات متحده نگران قدرت‌های نوظهور و دولت‌های یاغی بود، اما قدرت‌های بزرگ در سیستمی که وجود داشت و البته روسیه که در نهایت یک استثنای قابل توجه شد، عمدتاً راضی بودند که واشنگتن رهبری را بر عهده گیرد. برای برخی، این امر نظریاتی را تایید می‌کرد که در آن‌ها میراث‌های نهادی بیشترین اهمیت را داشتند.

 برای برخی دیگر، این نشان‌دهنده اهمیت «قدرت تمام‌عیار» (Full-spectrum power) شامل قدرت نرم، سخت، هوشمند و حتی احمقانه بود که ایالات متحده می‌توانست حفظ کند. بسیاری از اروپایی‌ها اکنون درباره امنیت در مواجهه با عقب‌نشینی آمریکا صحبت می‌کنند. اما هر پیشنهادی که ارائه می‌شود باید با حمایت مادی و اراده سیاسی همراه باشد.

ایالات متحده عموماً اقدامات زیادی انجام می‌داد- نه تمام آنچه می‌توانست، اما تا حد زیادی - تا رهبری خود را برای سایر قدرت‌های بزرگ جذاب کند: تامین امنیت، بله، اما همچنین بر عهده گرفتن سهم خوبی از وظایف و تقسیم کارهای جهانی در بسیاری از زمینه‌ها، ضمن پیوند دادن اقتصاد و جامعه خود به بقیه جهان. به گفته چند ناظر، این رویکرد موفق شد طیف وسیعی از قدرت‌های بالقوه را که واقعاً می‌توانستند آمریکا و نظم آن را تضعیف کنند، راضی نگه دارد.

نظریه «خود-محدودسازی» و پایان آن

یکی از نظریه‌های برجسته خاطرنشان می‌کرد که از زمان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده درگیر رویه‌های «خود-محدودسازی» (Self-binding) بوده است: یعنی عموماً کمتر از آنچه می‌توانست درخواست می‌کرد و بیشتر از آنچه نیاز بود می‌بخشید تا رهبری خود را برای دیگران جذاب‌تر از گزینه‌های پیش روی رقبایش کند. برای این گروه، فرآیندی مداوم از تصویب نظم به رهبری ایالات متحده وجود داشت که بر این درک واشنگتن استوار بود که قدرتش نفوذ ایجاد می‌کند، اما حق حکمرانی‌اش متکی بر رضایت (اکثر) قدرت‌های پیشرو دیگر است.

خب، همه این‌ها اکنون تمام شده است. خود-محدودسازی به پایان رسیده و دونالد ترامپ آن را کشت.

ترامپ به بخشش اعتقادی ندارد، فقط به گرفتن معتقد است. «سایه آینده» (Shadow of the future) (اصطلاحی در نظریه علوم سیاسی برای این ایده ساده که شما اکنون همکاری می‌کنید زیرا ممکن است در آینده از همکاری دیگران با خود سود ببرید ) برای او بسیار کوتاه است. همیشه همین‌طور بوده است. مانند عقربی که قورباغه را نیش می‌زند، ترامپ هرگز درباره شخصیت، غرایز یا انگیزه‌های خود پنهان‌کاری نکرده است.

در حالی که در سال‌های نخستین دوره اول ریاست جمهوری‌اش، او توسط مشاورانی که بدترین امیالش را مهار می‌کردند محدود شده بود، مدت‌هاست که نزدیک‌ترین پیروانش به دنبال توانمندسازی او و بهره‌برداری از حرکات زیگزاگی‌اش برای اهداف خود هستند و تنها توسط رقابت با یکدیگر و میزان مهارت خودشان کنترل می‌شوند، نه توسط یک رئیس دقیق یا محدودیت بازدارنده. 

در یک سازمان خصوصی، یا در زندگی شخصی، این ترکیب از قدرت و خودخواهیِ بی‌محابا، دستورالعملی برای یک فاجعه خصوصی است. در رهبری یک ابرقدرت، این چیزی است که ویرانی افسانه‌ای و غیرضروری را رقم می‌زند. خب، ما اکنون اینجاییم و این فروپاشی سریع، برنامه‌ریزی‌نشده و انفجاری خواهد بود.

فرصت‌های از دست رفته و کنایه «اول آمریکا»

دلیل خاصی وجود نداشت که ایالات متحده نتواند یک افول نسبی تدریجی را مدیریت کند در حالی که همچنان از مزایای موقعیت ممتاز خود در طول دهه آینده بهره‌مند شود. کنایه بزرگ شعار «اول آمریکا» (America First) این است که نظم بین‌المللی و تک‌تک نهادهای آن به گونه‌ای طراحی شده بودند تا اطمینان حاصل شود که ایالات متحده همیشه، اگر نه اول، دست‌کم هرگز آخر نباشد و تقریباً همیشه روی سکو بایستد.

این یک موقعیت عالی و یادگاری از زمانی بود که ایالات متحده به دلیل پیامدهای جنگ جهانی دوم واقعا اول بود: آمریکا نیمی از تولید جهانی را در اختیار داشت و آخرین قدرت باقی مانده با نفوذ جهانی بود. هر نهادی که امروز از نو ساخته شود، صرفاً به عنوان تابعی از واقعیت‌های قدرت جهانی، یا از نظر دامنه محدودتر خواهد بود یا کمتر به نفع ایالات متحده.

جهان پس از هژمونی: فقیرتر و پرهزینه‌تر

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، که احتمالاً رهبر جهانی با بیشترین بینش و رزومه حل مسئله است، در سخنرانی اخیر خود به خوبی به این نکته اشاره کرده است. همانطور که او اشاره می‌کند، تخریب نهادهای بین‌المللی به این معنی است که سایر قدرت‌ها باید در میان این ویرانه‌ها کار کنند و به گونه‌ای همکاری کنند که وابستگی‌شان به ایالات متحده را کاهش دهند، در حالی که اطمینان حاصل می‌کنند که ماهی‌های کوچک می‌توانند علیه کوسه‌ها متحد شوند (کنایه از اتحاد قدرت‌های کوچک علیه ابرقدرت‌ها).

آنچه او نمی‌گوید این است که این جهان فقیرتر از آن چیزی خواهد بود که بتوان چنین کاری کرد. دفاع یک هزینه است، نه یک منفعت اما او درست می‌گوید که این امر ضروری است.

و این امر، با وجود هزینه‌ها، ضروری است. ترامپ حسن نیت و اعتماد باقی‌مانده به سیستمی را که سایر قدرت‌ها مایل به ادامه کار آن بودند، دور می‌ریزد. آن‌ها برای مدت طولانی، از ترکیبی از امید و عدم قطعیت، این کار را کرده بودند و مانند همه بازیگران منفعت‌طلب، مسیر قبلی خود را نه از روی نوع‌دوستی بلکه از روی حفظ منافع خود رها کرده‌اند. جهان تک‌قطبی، و هر آنچه از آن باقی مانده بود، مرده است آن هم به دلیل خودکشی، نه قتل.

همانطور که چندین سال پیش نوشتم، «موفق‌ترین ضربه به برتری آمریکا نه از طریق موازنه خارجی، آنطور که واقع‌گرایان مدت‌ها پیش‌بینی می‌کردند، بلکه از طریق انتخاب آزادانه رای‌دهندگان آمریکایی وارد شد.» در واقع، اکنون دو بار این اتفاق افتاده است.

فقدان متحدان و آینده‌ای خونین

آنچه ترامپ با دقتی جراحی‌گونه که در تضاد با تلاش‌های وحشیانه‌اش است هدف قرار داده، اطمینان از این است که ایالات متحده از قدرت خود برای غارت کشورهایی که وفاداری‌شان نظم را می‌سازد، استفاده نخواهد کرد. برخی وحشت‌زده‌اند که ایالات متحده ظاهراً در حال بررسی اقدام نظامی علیه متحدان خود است. اما دونالد ترامپ به متحدان اعتقادی ندارد.

برای ترامپ، هیچ متحدی وجود ندارد، تنها دشمنان و طعمه‌ها (Marks) وجود دارند و از میان این‌ها، تنها دشمنان می‌توانند شایسته احترام باشند. این یک نظریه نسبتاً ضعیف در روابط بین‌الملل است، اما نظریه‌ای است که دونالد ترامپ برای دهه‌ها به آن پایبند بوده است. او ویژگی‌های ذاتی‌اش را تغییر نخواهد داد؛ او منصرف نخواهد شد. و او رئیس‌جمهور ایالات متحده است.

آنومالی (ناهنجاری) دهه نود – اینکه چرا تک‌قطبی توانست اینقدر طول بکشد – به خاک سپرده شده است. تک‌قطبی تمام شده، هژمونی پایان یافته و آنچه در پی می‌آید کاملاً جدید به نظر خواهد رسید. جهان به خاطر آن فقیرتر و احتمالاً خونین‌تر خواهد بود.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
«خیابان جمهوری»؛ دو ساعت اسارت در لابیرینت داستان‌های بی‌سرانجام وزیر خارجه آمریکا: مذاکرات با ایران باید شامل برد موشک‌های بالستیک و نحوه برخورد با مردم هم بشود پلیس راه: بارش برف و باران در جاده های ۲۲ استان معاون وزیر ارتباطات: اختلال‌های فعلی اینترنت، خارج از اختیار وزارت ارتباطات است بیانیه شورای عالی نظام پزشکی درباره حوادث اخیر: شان و امنیت کادر سلامت تامین شود ترامپ: گفت‌وگوی تلفنی بسیار عالی با رئیس‌جمهور چین داشتم پرویز دوایی و شاهکارش کتاب مجموعه داستان «باغ»/ کتابی تقدیم به کریم و گلی امامی ادعای وال استریت ژورنال: میانجی‌گران می‌خواهند دو طرف بر سر تعهد به دیپلماسی و کاهش تنش‌ها توافق کنند تمایل کره جنوبی برای تقویت روابط با عراق اردوغان: ما به صراحت مخالف هر گونه مداخله نظامی علیه ایران هستیم آقایان وزارت خارجه! آیا حواس‌تان هست؟ غریب‌آبادی پیام پزشکیان را برای رئیس جمهور چین برد همتی: کشور در شرایط پیچیده و دشواری است و نیاز به اصلاحات اقتصادی داریم گفت‌وگوی تلفنی ترامپ و رئیس جمهور چین زاخارووا: پیشنهاد مسکو برای انتقال اورانیوم غنی‌شده ایران، همچنان "روی میز" است