برای سوزاندن کالری، باید تفاوت میان «مصرف انرژی در همان لحظه» و «مصرف انرژی در طول روز» را بشناسیم. بعضی تمرینها در همان زمان تمرین کالری زیادی میسوزانند. بعضی دیگر عدد کمتری نشان میدهند، اما بدن را طوری تغییر میدهند که در ساعات بعد هم انرژی بیشتری مصرف کند. همین تفاوت است که باعث سردرگمی میشود.
به گزارش تابناک، اگر هدف فقط این باشد که بدانیم کدام تمرین در مجموع کالری بیشتری میسوزاند، باید هر سه روش را جدا و بدون تعصب نگاه کنیم. نه تبلیغ، نه اغراق، نه شعار انگیزشی. فقط آنچه بدن واقعا انجام میدهد.
در توضیح ساده، تمرین مقاومتی یعنی وادار کردن عضلات به کار در برابر فشار. این نوع تمرین در همان لحظه معمولا کالری کمتری نسبت به دویدن یا HIIT میسوزاند. این حرف درست است و انکارش فایدهای ندارد. عددی که در طول تمرین میبینید، معمولا پایینتر است.
اما تحلیل علمی ماجرا اینجاست که تمرین مقاومتی عضله میسازد یا حداقل جلوی از دست رفتن آن را میگیرد. عضله بافتی است که حتی در حالت استراحت هم انرژی مصرف میکند. یعنی بدنی که عضله بیشتری دارد، در طول شبانهروز کمی بیشتر کالری میسوزاند، حتی وقتی روی مبل نشسته است.
نکته تکمیلی این است که این افزایش مصرف انرژی، معجزه نیست. تمرین مقاومتی بهتنهایی باعث آب شدن سریع چربی نمیشود. اما اگر حذف شود، بدن در رژیم یا تمرین هوازی سریعتر به سمت کاهش عضله میرود و در نتیجه مصرف انرژی پایه پایین میآید. از این نظر، وزنه بیشتر نقش محافظ دارد تا موتور اصلی کالریسوزی.
دویدن با سرعت متوسط یک مزیت بزرگ دارد. کالریسوزی آن قابل پیشبینی است. هرچه بیشتر بدوید، کالری بیشتری میسوزانید. بدن در این حالت بیشتر از مسیر هوازی انرژی مصرف میکند و چربی نقش پررنگتری پیدا میکند.
این روش یکی از شفافترین راهها برای سوزاندن کالری است. اگر یک ساعت بدوید، تقریبا میدانید چه مقدار انرژی مصرف شده است. نه ابهام دارد، نه نیاز به تفسیر پیچیده.
اما محدودیت اصلی دویدن، زمان و فشار فیزیکی است. برای سوزاندن کالری بالا باید زمان قابل توجهی بدوید. این برای همه عملی نیست. علاوه بر آن، فشار تکراری روی زانو و مچ پا اگر بدن آماده نباشد، میتواند آسیبزا باشد. دویدن خوب است، اما نه برای همه و نه همیشه.
HIIT یعنی دورههای کوتاه فعالیت بسیار شدید، با فاصلههای استراحت کوتاه. در این تمرین، ضربان قلب بالا میرود و بدن در مدت کم انرژی زیادی مصرف میکند. در همان لحظه تمرین، کالریسوزی معمولا از هر دو روش دیگر بیشتر است.
تحلیل علمی نشان میدهد که HIIT فقط به همان زمان تمرین محدود نمیشود. بعد از پایان تمرین، بدن مدتی در حالت مصرف انرژی بالاتر باقی میماند. این اثر واقعی است، اما اغلب بیش از حد بزرگنمایی میشود. مصرف کالری اضافی بعد از تمرین وجود دارد، اما آنقدر نیست که قوانین کلی انرژی را زیر پا بگذارد.
نکته مهم این است که HIIT بسیار سخت است. اگر نتوانید آن را منظم انجام دهید، مزیتش از بین میرود. برای کسانی که زمان کم دارند و بدنشان آماده است، HIIT از نظر سوزاندن کالری بسیار کارآمد است. اما برای همه مناسب نیست.
اگر عددها را ساده و سرراست نگاه کنیم، تصویر روشنتر میشود.
در یک فرد متوسط، با وزن حدود هفتاد تا هشتاد کیلو:
تمرین مقاومتی معمولی در یک ساعت، حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ کالری میسوزاند.
دویدن با سرعت متوسط در یک ساعت، حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ کالری مصرف میکند.
تمرین HIIT در ۲۰ تا ۳۰ دقیقه، میتواند ۳۰۰ تا ۵۰۰ کالری بسوزاند.
اینجا نکته مهم این است که HIIT در زمان کمتر، عددی نزدیک به دویدن طولانی میدهد. اما این عدد بهای خودش را دارد. فشار عصبی، خستگی شدید و نیاز به ریکاوری بیشتر. بدن نمیتواند هر روز HIIT واقعی انجام دهد.
از نظر علمی، هیچ عدد جادویی وجود ندارد. کالریسوزی تابع شدت، زمان و آمادگی بدن است. تفاوت اصلی این سه روش، در نسبت «زمان به انرژی مصرفشده» است، نه در قوانین فیزیولوژی.
تمرینی که روی کاغذ عالی است اما در عمل رها میشود، بیارزش است. دویدن طولانی اگر به زانو فشار بیاورد، خواه ناخواه کنار گذاشته میشود. HIIT اگر بیش از حد سخت باشد، بعد از چند هفته رها میشود. تمرین مقاومتی اگر بیبرنامه باشد، انگیزه را میکشد.
بهترین تمرین، تمرینی است که بتوان آن را ماهها انجام داد. از این نظر، تمرین مقاومتی و دویدن متوسط معمولا ماندگارتر از HIIT هستند. HIIT بیشتر شبیه ابزار است تا پایه اصلی برنامه.
بدن انسان با ثبات سازگار میشود. چیزی که قابل تکرار است، در نهایت کالری بیشتری میسوزاند، حتی اگر در هر جلسه عدد کمتری نشان دهد.
تمرین مقاومتی یک اثر غیرمستقیم دارد. با حفظ عضله، مصرف انرژی پایه را کمی بالا نگه میدارد. این اثر آهسته است اما واقعی است.
دویدن طولانی، مصرف انرژی بالایی دارد اما اگر بدون تمرین مقاومتی باشد، میتواند به کاهش عضله منجر شود. این یعنی در درازمدت، بدن کممصرفتر میشود.
HIIT ترکیبی از هر دو است. هم شدت دارد، هم عضله را درگیر میکند. اما چون فشار بالاست، نمیتواند ستون اصلی برنامه برای همه باشد. اثر بلندمدت یعنی چیزی که بدن بعد از چند ماه نشان میدهد، نه فقط عدد ساعت تمرین.
کالریسوزی اگر با آسیب همراه شود، عملا ارزشی ندارد. دویدن طولانی بیشترین فشار تکراری را دارد. HIIT بیشترین فشار ناگهانی را وارد میکند. تمرین مقاومتی اگر اصولی باشد، کمخطرترین است.
بیشتر آسیبها نه از تمرین، بلکه از زیادهروی در آن ناشی میشود. HIIT اگر بیش از حد انجام شود، سیستم عصبی را خسته میکند. دویدن زیاد، مفاصل را. وزنه بد اجرا شده، کمر و شانه را.
تمرینی که بدن را سالم نگه دارد، در مجموع کالری بیشتری میسوزاند چون قطع نمیشود.
اگر مجبور باشیم فقط یکی را انتخاب کنیم، پاسخ به هدف بستگی دارد. اما اگر سؤال فقط «سوزاندن کالری» باشد، نه عضلهسازی و نه رکورد:
دویدن با سرعت متوسط، منطقیترین انتخاب است.
چرا؟
چون:
کالریسوزی آن بالاست
ساده است
قابل اندازهگیری است
فشار عصبی کمتری نسبت به HIIT دارد
برای اکثر افراد قابل تداوم است
HIIT سریعتر است اما پرهزینهتر.
وزنه ضروری است اما بهتنهایی برای کالریسوزی کافی نیست.
به زبان ساده، دویدن متوسط بیشترین تعادل را میان عدد، سلامت و پایداری ایجاد میکند.
این تصور که برای سوزاندن کالری باید فقط یک مسیر را انتخاب کرد، بیشتر از محدودیت انرژی و انگیزه میآید تا منطق بدن. بدن انسان طوری ساخته نشده که فقط به یک نوع تمرین پاسخ بدهد. هم دویدن و هم تمرین مقاومتی هر کدام نقش متفاوتی در مصرف انرژی و تنظیم متابولیسم دارند. مسئله اصلی این است که ترکیب آنها اگر درست انجام نشود، خیلی زود به خستگی و دلزدگی میرسد.
واقعیت ساده است. بعد از پنج یا شش کیلومتر دویدن، اغلب افراد نه انرژی ذهنی دارند و نه توان بدنی که سراغ وزنه بروند. ذخایر انرژی پایین میآید و سیستم عصبی خسته میشود. در چنین وضعی، تمرین مقاومتی یا بیکیفیت میشود یا کاملا کنار گذاشته میشود. این یک ضعف شخصی نیست، واکنش طبیعی بدن است.
راهحل عملی، کم کردن افراط است. در روزهایی که وزنه دارید، دویدن نباید طولانی باشد. بیست تا سی دقیقه دویدن با سرعت متوسط کافی است تا کالری بسوزد و بدن گرم بماند، بدون اینکه از انرژی تهی شود. تمرین مقاومتی هم بهتر است متوسط باشد، نه سنگین و رکوردی. وزنهای که هنوز چند تکرار در توان باقی بگذارد، هم عضله را حفظ میکند و هم شما را از پا نمیاندازد.
بهترین ترکیب معمولا جدا کردن نقش روزهاست. بعضی روزها فقط دویدن طولانی با تمرکز روی استقامت. بعضی روزها وزنهزدن متوسط همراه با دویدن کوتاه یا حتی پیادهروی تند. این الگو هم از نظر بدنی پایدارتر است و هم از نظر ذهنی قابل ادامه.
خلاصه نهایی
اگر هدف فقط سوزاندن کالری باشد، باید از خیالپردازی فاصله گرفت و به رفتار واقعی بدن نگاه کرد. تمرین مقاومتی برای سلامت بدن، حفظ عضله و پیشگیری از افت مصرف انرژی پایه ضروری است، اما بهتنهایی ابزار اصلی کالریسوزی نیست. دویدن طولانی با سرعت متوسط سادهترین، شفافترین و قابلاعتمادترین راه برای مصرف انرژی بالا است، چون بدن میتواند آن را بدون فشار عصبی شدید و برای مدت طولانی تحمل کند.
تمرینهای HIIT از نظر زمانی بسیار کارآمد هستند و در مدت کوتاه کالری زیادی میسوزانند، اما هزینه فیزیولوژیک بالایی دارند و برای همه قابل تداوم نیستند. آنچه در نهایت اهمیت دارد، مجموع کالری مصرفشده در هفتهها و ماههاست، نه هیجان یک جلسه تمرین. تمرینی که بتوان آن را ادامه داد، همیشه از تمرینی که فقط روی کاغذ عالی است جلو میزند.
اگر مجبور به انتخاب فقط یک گزینه باشیم، دویدن با شدت متوسط بهترین تعادل را میان کالریسوزی، سلامت مفاصل و پایداری ایجاد میکند. بهترین برنامه، ترکیبی است، اما وقتی انتخاب محدود شود، منطق از دویدن دفاع میکند.